تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
( 1 ) محمد ( ص ) از آنهاست شمرده نمىشود ، همه اعراب هم اين فضيلت را براى ايشان اقرار كردند . از سوى ديگر عرب هم چنان است كه معتقد بر فضيلت خود بر غير عرب است چون محمد ( ص ) عرب است و جز به حساب آن حضرت براى ايشان هيچ فضيلتى نيست ، ملتهاى غير عرب اين موضوع را اقرار دارند . اينك اگر اعراب درست مىگويند كه بر عجم فضيلت دارند ، و قريش هم درست مىگويند كه بر عرب فضيلت دارند و دليل ايشان هم اين است كه محمد ( ص ) از آنان است ، بنابر اين ما خاندان را بر قريش فضيلت است كه محمد ( ص ) از ماست . آنان در پناه اين حق ما همه چيز را گرفتند و براى خود ما حقى نمىشناسند . اگر نمىدانى كه چگونه‌ايم و شب را چگونه به بامداد رسانده‌ايم بدان كه بدين گونه است . منهال بن عمرو مىگفته است : گمان كردم كه على بن حسين مىخواهد اين سخن را به گوش همه كسانى كه در خانه‌اند برساند . محمد بن عمر واقدى از ابن ابى سبرة ، از سالم وابستهء جعفر ما را خبر داد كه مىگفته است * چون هشام بن اسماعيل [ 1 ] ، على بن حسين و خاندان او را آزار مىداد . در اين باره سخنرانى مىكرد و بر منبر بر على كه خدايش رحمت كناد دشنام مىداد هنگامى كه وليد بن عبد الملك به حكومت رسيد هشام بن اسماعيل را از كار بر كنار كرد و دستور داد كه او را براى مردم بر پا دارند - تا مردم ادعاهاى خود را نسبت به او بگويند . هشام مىگفته است : به خدا سوگند به ادّعاى هيچ كس به اندازه ادعاى على بن حين اهميت نمىدادم . با خود مىگفتم او مردى صالح است كه سخن او را شنيده مىشود . و چون او را بر پا داشتند ، على بن حسين فرزندان و خويشاوندان خود را جمع كرد و آنان را از تعرّض نسبت به هشام منع كرد . گويد : فرداى آن روز على بن حسين كه براى كارى از آن جا مىگذشت متعرض هشام نشد . هشام خطاب به او با صداى بلند گفت «
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
» « خداى داناتر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد » [ 2 ] همچنين واقدى از ابن ابى سبرة ، از عبد الله بن على بن حسين ما را خبر داد كه مىگفته است * چون هشام بن اسماعيل از كار بر كنار شد ، پدرم ما را از انجام كارهايى كه خوش نمىداريم نسبت به او منع كرد . او ما را جمع كرد و فرمود : اين مرد از كار بر كنار شد و
هامش
[ 1 ] . هشام بن اسماعيل مخزومى از سال هفتاد و پنج تا سال هشتاد و دو والى مدينه بوده است . لطفاً به معجم الانساب و الاسرات الحاكمة ، زامباور ، مصر 1951 ، ص 35 مراجعه فرماييد . [ 2 ] . بخشى از آيه 124 ، سوره انعام .