( 1 ) پنجهاش گرد و بدون زبانه بود .
عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از عمار ، از على بن حسين ما را خبر داد كه مىگفته است * افراد خاندان خود را ديده است كه با حنا و كتم خضاب مىبستهاند .
يعلى بن عبيد از اجلح ، از حبيب بن ابى ثابت ما را خبر داد كه مىگفته است * على بن حسين كسايى خز زرد رنگ داشته و روز جمعه آن را مىپوشيده است .
عبد الله بن نمير از عثمان بن حكمى مارا خبر داد كه مىگفته است * بر تن على بن حسين كساء و جبهء خز ديدم .
محمد بن عبيد و اسحاق ازرق و فضل بن دكين همگى از بسّام بن عبد الله صيرفى ، از ابو جعفر به ما خبر دادند كه مىگفته است * پوستينى با آستينهاى بلند از عراق به على بن حسين هديه شد كه آن را مىپوشيد - بر دوش مىافكند - و چون مىخواست نماز بگزارد آن را بيرون مىآورد .
يحيى بن آدم از سفيان ، از سدير ، از ابو جعفر - امام باقر - ما را خبر داد ، كه * على بن حسين را پوستينى - سبنجونه - [ 1 ] از پوست روباه بود كه آن را مىپوشيد و به هنگام نماز بيرون مىآورد .
فضل بن دكين از نصر بن اوس طائى ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش على بن حسين رفتم ، بر تن او كهنه ملافه سرخ رنگى بود و گيسوانش كه از هم باز بود تا شانهاش مىرسيد .
سليمان بن حرب از حماد بن زيد ، از يزيد بن حازم ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن على بن حسين طيلسان كردى خشنى ديدم و دو كفش يمنى ضخيم بر پا داشت .
مالك بن اسماعيل از حسين بن زيد بن على ، از عمويش عمر بن على ما را خبر داد كه مىگفته است * على بن حسين كسايى خز به پنجاه دينار مىخريد و زمستان را در آن مىگذراند ، سپس مىفروخت و بهاى آن را صدقه مىداد . در تابستان دو جامهء اشمونى مصرى به يك دينار مىخريد ، در آن فاصله جامههاى پسنديده ديگر هم مىپوشيد و اين آيه را تلاوت مىفرمود « چه كسى زيورى را كه خداوند براى بندگان خود بيرون آورده
هامش
[ 1 ] . اين كلمه را معرب « آسمانگون » دانستهاند . جواليقى هم به نقل از ازهرى همين موضوع را آورده است ، به المعرب ، چاپ احمد محمد شاكر ، قاهره ، 1360 ق ، ص 188 مراجعه فرماييد .