( 1 ) داشته و از پشت سرش به اندازهء يك وجب آويخته بوده است .
محمد بن سعد از عبد الله بن مسلمة بن قضب ، از عثيم بن نسطاس نقل مىكند كه مىگفته است * سعيد بن مسيب را ديدم بر سرش عمامهيى سياه بود .
محمد بن سعد از عبد الله بن مسلمه ، از عثيم نقل مىكند كه مىگفته است * روزهاى عيد فطر و قربان سعيد بن مسيب را ديدم ، عمامهء سياه مىپوشيد و بر آن شب كلاهى سرخ ارغوانى مىنهاد .
محمد بن سعد از عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از شعيب بن حبحاب و عثمان بن عثمان مخزومى نقل مىكند كه آن دو مىگفتهاند * بر سر سعيد بن مسيب شب كلاه ارغوانى ديدهايم .
محمد بن سعد از محمد بن عمر واقدى ، از عبد الله بن يزيد هذلى نقل مىكند كه مىگفته است * سعيد بن مسيب را مىديدم كه گاه ازار خود را در نماز آزاد مىگذاشت و گاه كمر آن را محكم مىبست .
محمد بن سعد از فضل بن دكين ، از خالد بن الياس نقل مىكند كه مىگفته است * بر تن سعيد بن مسيب پيراهنى ديدم كه درازاى آن تا نيمهء ساقهاى پايش بود و آستينهايش تا كنار انگشتانش بود و ردايى بالاى دو پيراهن خود پوشيده بود كه درازاى آن پنج ذراع و يك وجب بود .
محمد بن سعد از روح بن عباده ، از سعيد ، از قتادة ، از اسماعيل بن عمران نقل مىكند كه مىگفته است * سعيد بن مسيب طيلسانى مىپوشيد كه بندهاى آن ديبا بود .
محمد بن سعد از فضل بن دكين و عمرو بن عاصم كلابى ، از همام ، از قتادة ، از اسماعيل نقل مىكند كه مىگفته است * بر تن سعيد بن مسيب طيلسانى ديدم كه بندهايش ديبا بود . گفتم : بندهاى طيلسان تو ديباست . گفت : آرى بيشتر باقى مىماند .
محمد بن سعد از معن بن عيسى ، از محمد بن هلال نقل مىكند كه مىگفته است * من نديدم سعيد بن مسيب جامهء غير سپيد بپوشد .
محمد بن سعد از معن بن عيسى ، از سعيد بن مسلم نقل مىكند كه مىگفته است * بر تن سعيد مسيب پيراهنى ديدم و ردايى كه آن را با گل سرخ رنگ كرده بودند .
محمد بن سعد از معن بن عيسى ، از سعيد بن مسلم نقل مىكند كه مىگفته است * سعيد بن مسيب را ديدم شلوار مىپوشيد و ديدم مختصر زلفى دارد كه آن را باز كرده بود .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٥٧