( 1 ) سليمان بن حرب و موسى بن اسماعيل هر دو از ابو هلال ، از حكم بن ابى اسحاق نقل مىكنند كه مىگفته است * كنار سعيد بن مسيب نشسته بودم به يكى از بردگان آزاد كردهء خود گفت : پرهيزگار باش و بر من دروغ مبند آن چنان كه آزادكردهء ابن عباس بر او دروغ مىبندد . حكم مىگويد : به همين بردهء آزادكرده سعيد گفتم نمىدانم سعيد بن مسيب ابن زبير را بيشتر دوست مىدارد يا شاميان را . سعيد اين سخن مرا شنيد و به من گفت : اى عراقى تو كداميك را بيشتر دوست مىدارى ؟ گفتم : من ابن زبير را بيشتر از شاميان دوست مىدارم .
گفت : آيا خوب است كه هم اكنون تو را بگيرم و بگويم اين شخص زبيرى است ؟ گفتم : تو از من پرسشى كردى و من پاسخ دادم . اكنون تو بگو كداميك را بيشتر دوست مىدارى ؟ گفت :
هرگز ، من كسى را دوست نمىدارم .
محمد بن سعد از عفان بن مسلم و سليمان بن حرب و آن دو ، از حماد بن زيد ، از يحيى بن سعيد نقل مىكنند كه مىگفته استحسعيد بن مسيب فراوان مىگفت : خدايا مرا تسليم فرمان خود قرار بده .
محمد بن سعد از عفان بن مسلم و عامر بن فضل و آن دو ، از حماد بن سلمه ، از على بن زيد ، از سعيد بن مسيب نقل مىكنند كه مىگفته است * با آنكه به هشتاد سالگى رسيدهام هيچ چيز در نظر من خطرناكتر از زنان نيست و در آن حال چشم او هم كم سو شده بود .
محمد بن سعد از عمرو بن عاصم ، از سلّام بن مسكين ، از عمران بن عبد الله نقل مىكند كه سعيد بن مسيب مىگفته است * هرگز بر خويشتن از چيزى به اندازه زنان نترسيدهام . به او گفتند : اى ابو محمد كسى مثل تو زنان را نمىخواهد و زنان هم او را نمىخواهند . گفت : همين است كه به شما گفتم و در آن حال پيرى فرتوت و چشمانش ضعيف بود .
محمد بن سعد از محمد بن عمر واقدى ، از عبد الله بن يزيد هذلى نقل مىكرد كه * سعيد بن مسيب همواره روزه مىگرفت و فقط ايام تشريق را در مدينه افطار مىكرد و روزه نمىگرفت .
محمد بن سعد از محمد بن عمر واقدى ، از طلحة بن محمد بن سعيد بن مسيب ، از پدرش نقل مىكند كه سعيد بن مسيب مىگفته است * كمى عيال يكى از دو آسايش و
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٥٤