تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
( 1 ) عمرو بن هيثم از هشام ، از قتاده نقل مىكند كه مىگفته است * سعيد بن مسيب را يك بار فراخواندند ، پاسخ داد . بار ديگر فراخواندند ، پاسخ داد . و چون براى بار سوم او را فراخواندند ، بر فرستاده و فراخواننده سنگ‌ريزه پرتاب كرد . اسماعيل بن عبد الله بن اويس از محمد بن هلال ، از سعيد بن مسيب نقل مىكند كه مىگفته است * بازرگانى هيچ چيز به اندازه بازرگانى پارچه در نظر من خوش نيست تا هنگامى كه آميخته با سوگند نشود . اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس از قول پدرش ، از عبد الرحمان بن حرمله نقل مىكند * كسى از سعد بن مسيب پرسيد اگر مرد مستى را ببينم و بتوانم با او مدارا كنم و او را به شحنه و محتسب نسپارم چگونه رفتار كنم . سعيد گفت : اگر بتوانى او را با جام خويش پنهان كنى چنان كن و كارش را پوشيده بدار . سليمان بن حرب از سلام بن مسكين ، از عمران بن عبد الله بن طلحة خزاعى نقل مىكند كه مىگفته است * در ماه رمضان آشاميدنى بسيارى به مسجد پيامبر ( ص ) مىآوردند و هيچ كس جرأت و طمع نداشت از آنها چيزى براى سعيد بياورد كه بياشامد . اگر از خانهء خودش آشاميدنى مىآوردند آن را مىآشاميد و اگر از خانه‌اش چيزى نمىآوردند همچنان چيزى نمىآشاميد تا از مسجد بيرون مىرفت . قبيصه بن عقبه از سفيان ، از قول يكى از مردم مدينه نقل مىكند كه * در مورد كاستن و بريدن مقدارى از وزن درمها از سعيد پرسيدند . گفت : از موارد فساد و تباهى در زمين است . قبيصه بن عقبه از سفيان ، از محمد بن عبد الرحمان بن ابى ذئب ، از زهرى نقل مىكند كه * سعيد بن مسيب جامه به خود پيچيده نماز مىگزارد ، ولى چون مىخواست سجده كند جامه را مىگشود و سجده مىكرد و پس از سجده باز آن را بر خود مىپيچيد . مطرف بن عبد الله يسارى از مالك بن انس نقل مىكند كه * برد آزاد كردهء سعيد بن مسيب به او گفت : اين گروه چه نيكو رفتار مىكنند . سعيد پرسيد چه كار مىكنند ؟ گفت : همين كه نماز ظهر را مىگزارند برخى از ايشان همچنان تا نماز عصر بر پا مىايستد و نماز مىگزارد . سعيد گفت : اى برد واى بر تو كه به خدا سوگند اين عبادت نيست ، مىدانى عبادت چيست ؟ عبادت انديشيدن در فرمان خدا و خوددارى از كارهايى است كه خداوند حرام فرموده است .