( 1 ) عمرو بن عاصم از عاصم نقل مىكند كه مىگفته است * خودم ديدم سعيد بن مسيب پا برهنه راه مىرفت و اين كار را روزها انجام مىداد و بر تن او گليم ديدم .
عمرو بن عاصم از عاصم نقل مىكند كه مىگفته است * خود ديدم كه سعيد بن مسيب اجازه نمىداد ناخنهايش بلند شود و موى سبيل خود را چنان كوتاه مىكرد كه مثل تراشيدن بود و با هر كس كه با او ملاقات مىكرد دست مىداد و مصافحه مىكرد . او بسيار خنديدن را خوش نمىداشت و هر گاه ادرار مىكرد بلا فاصله وضو مىگرفت و هر گاه وضو مىگرفت انگشتهاى خود را داخل يك ديگر مىكرد و خوب به هم مىماليد .
محمد بن عبد الله اسدى و قبيصة بن عقبه هر دو از سفيان ، از داود بن ابى هند نقل مىكنند كه * سعيد بن مسيب خوش نمىداشته است نام پيامبران را بر پسران خود نهد . [ 1 ]
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از على بن زيد نقل مىكند كه * سعيد بن مسيب گاه نمازهاى مستحبى را روى جهاز شتر و بار خويش مىگزارد .
همين راوى با همين سلسله اسناد نقل مىكند كه * سعيد بن مسيب جامههاى لطيف بافت مشرق مىپوشيد .
عفان بن مسلم از سلام بن مسكين ، از عمران نقل مىكند كه * مكرر و بيرون از شمار بر تن سعيد بن مسيب پارچهها و پيراهنهاى بافت هرات مىديدم و بردهاى سپيد گران مىپوشيد و در دو عيد يعنى عيد فطر و قربان بىقرار مىشد .
عمرو بن عاصم از سلام بن مسكين ، از عمران بن عبد الله خزاعى نقل مىكند كه مىگفته است * سعيد بن مسيب هيچ گاه با كسى مخاصمه نمىكرد ، آن چنان كه اگر كسى رداى او را مطالبه مىكرد آن را برايش مىانداخت .
موسى بن اسماعيل از ابان بن يزيد ، از قتاده نقل مىكند كه مىگفته است * در مورد نماز خواندن روى جامه و تن پوش از سعيد پرسيدم ، گفت : بدعت و كار تازهيى است .
موسى بن اسماعيل از عمران بن محمد بن سعيد بن مسيب نقل مىكند كه مىگفته است غنيمه كنيز سعيد برايم نقل كرد كه * سعيد به دخترش اجازه نمىداد با ابزار موسيقى كه داراى سيم است ( انواع تار ) دست بزند يا بازى كند ولى در مورد طبل به او اجازه مىداد . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] . در آغاز شرح حال او در چند صفحه پيش ملاحظه فرموديد كه نام يكى از پسرانش محمد و نام ديگرى الياس است .
[ 2 ] . در متن اصطلاح بنات العاج است كه به چشم بنده نخورد . در المضاف و المنسوب ثعالبى بنات اللهو آمده كه به معنى تارها و سيمهاى ساز و رباب است و با تسامح ترجمه شده است - م .