( 1 ) پس از آن سينه و عورتش را شست . قبلًا در همان هنگام كه او را برهنه مىكرد بر عورتش پارچهيى افكنده بود و پاهايش را هم شست . سپس او را برگرداند و پشتش را شستيم ، همان گونه كه طرف ديگر را شسته بوديم . آن گاه من جسد را نشاندم و مردى دو دوشهاى او را گرفت و شكمش را فشرده و مردى هم بر او آب مىريخت و سپس سرش را تكان داد و اين غسل با آب بود . غسل دوم را با آب و سدر و غسل سوم را با آب و كافور انجام داديم .
چون سه غسل او تمام شد ، او را با پارچهيى خشك كردند و در سوراخهاى بينى و دهان و گوشها و مخرجش پنبه نهادند و او را روى كفن نهادند كه پنج قطعه بود . و بر او پيراهنى بدون بند پوشانده شد و سپس حنوط بر پيشانى و جلو سرش و ديگر سجدهگاههاى او ماليدند و آنچه اضافه آمد روى انگشتان پايش ريختند . سپس بر سر و چهرهاش چيزى چون عمامه بستند و سه جامه ديگر كفن را بر او پيچيدند و آنها را روى هم برگرداندند و گره نزدند . نافع مىگويد : عمر بن خطاب و عبد الرحمان بن سعيد بن زيد و واقد بن عبد الله عمر را هم همين گونه غسل دادند . عبد الرحمان بن سعيد مردى مورد اعتماد بود و مقدارى اندك از او حديث نقل شده است .
محمد بن طلحة
ابن عبيد الله بن عثمان بن عمرو بن كعب بن سعد بن تيم بن مرة . مادرش حمنه دختر جحش بن رئاب است و مادر حمنه اميمه دختر عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى است .
فرزندان محمد بن طلحه عبارتند از : ابراهيم اعرج كه مردى شريف و شجاع بود و عبد الله بن زبير او را به سرپرستى خراج عراق گماشت و سليمان كه كنيهء محمد به نام او بود و داود و ام القاسم كه مادرشان خولة دختر منظور بن زبّان بن سيار بن عمرو بن جابر بن عقيل بن هلال بن سمىّ بن مازن بن فزارة است . ايشان برادرى از مادرشان دارند كه حسن پسر امام حسن بن على بن ابى طالب است .
محمد بن عمر واقدى از محمد بن اسماعيل بن ابراهيم بن محمد بن طلحة بن عبيد الله ، از محمد بن زيد بن مهاجر ، از ابراهيم بن محمد بن طلحه نقل مىكند كه مىگفته است * چون مادرم مرا زاييد مرا به حضور پيامبر ( ص ) برد و گفت : اى رسول خدا او را نام گذارى فرماييد . پيامبر فرمودند : نامش محمد و كنيهاش ابو سليمان است و نام و كنيهء خود را