( 1 ) برگشتن ايشانم . امام حسن پرسيد اين كشته كيست ؟ گفت : نمىدانم ، ولى بسيار سخت بر ما حمله مىكرد و گاهى صفهاى ما را مىشكافت و در هم مىشكست و ضمن حمله مىگفت :
من پاكيزه پسر پاكيزهام . و هر گاه ضربت مىزد مىگفت : من پسر فاروقم و خداوند او را به دست من كشت . امام حسن پياده شد و ناگاه ديديم آن كشته عبيد الله بن عمر است و سلاح او هم در دست آن مرد بود . آن مرد را پيش على ( ع ) برديم و على ( ع ) سلاح عبيد الله را كه به چهارهزار درهم قيمت شد به آن مرد همدانى داد .
محمد بن عمر واقدى از حسن بن عماره ، از پدرش ، ابى رزين نقل مىكند كه مىگفته است * همراه مولاى خود در صفين بودم . شب جمعهيى پس از آنكه يك چهارم شب گذشته بود على را ديدم كه ميان مردم حركت مىكند و آنان را امر و نهى مىكند . فرداى آن شب كه روز جمعه بود هر دو لشكر روياروى شدند و جنگى سخت كردند . عمار بن ياسر و عبيد الله بن عمر روياروى شدند . عبيد الله گفت : من پاكيزه پسر پاكيزهام . عمار گفت : تو ناپاك پسر پاكيزهاى و عمار او را كشت . و هم گفتهاند مردى از حضرموتىها او را كشته است .
محمد بن عمر واقدى مىگويد كسى غير از حسن بن عماره با اسناد ديگرى براى من نقل كرد كه * در همان روز عبيد الله بن عمر گوش عمار را قطع كرد . ولى آنچه در نظر ما ثابت و استوار است اين است كه گوش عمار در جنگ يمامه قطع شده است .
محمد بن ربيعة
ابن حارث بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى . كنيهء او ابو حمزه است و مادرش جمانه دختر ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصّى است . فرزندانش عبارتند از : حمزه كه كنيهاش هم به نام اوست و قاسم و حميد و عبد الله اكبر ، اين عبد الله همان است كه به عائذ الله معروف است و مادرش جويريه دختر ابو عزة شاعر است كه پيامبر ( ص ) ابو عزه را در جنگ احد اعدام كردند . نام و نسب ابو عزه چنين است : عمرو بن عبد الله بن عمير بن اهيب بن حذافة بن جمح .
ديگر فرزندان محمد بن ربيعة عبارتند از : عبد الله و جعفر كه از او نسلى باقى نمانده است و حارث و عثمان و ام كلثوم و ام عبد الله كه مادرشان امة الله دختر عدى بن خيار بن عدى بن نوفل بن عبد مناف بن قصى است . على و محمد كه مادرشان كنيز بوده است .