تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
( 1 ) پدر همهء سادات حسينى در اين روزگار است . 2 . حسن بن حسن بن على - حسن مثنى - كه اعقاب او باقى هستند . 3 . عمرو بن حسن بن على كه از او نسلى باقى نيست . 4 . قاسم بن عبد الله بن جعفر . 5 . محمد اصغر پسر عقيل كه اين پنج تن را ناتوان شمردند و همراه زنهاى خاندان حسين ( ع ) پيش عبيد الله بن زياد بردند . زنهاى خانواده حسين بن على عبارتند از : 1 و 2 . زينب و فاطمه دختران على بن ابى طالب . 3 و 4 . فاطمة و سكينه دختران حسين بن على . 5 . رباب دختر انيف از قبيلهء كلب كه همسر حسين ( ع ) و مادر سكينه و عبد الله بن حسين است كه عبد الله كشته شده است . 6 . ام محمد دختر حسن بن على كه همسر على بن حسين بوده است . و گروهى از بردگان آزادكرده و بردگان و كنيزكان كه آنان را همراه سر حسين بن على و سرهاى شهيدانى كه همراه او كشته شده بودند و خداى از همه‌شان خشنود باد پيش عبيد الله بن زياد آوردند . و چون حسين كه خدايش از او خشنود باد كشته شد سلاح و جامه و خيمه و خرگاهش را به تاراج بردند . شمشيرش را فلافس نهشلى و شمشير ديگرش را جميع بن خلق اودى ربودند . شلوارش را بحر بن كعب تميمى بدبخت نفرين شده در ربود و پيكرش را برهنه رها ساخت . قطيفه او را قيس بن اشعث بن قيس كندى به تاراج برد و از آن پس او را قيس قطيفه مىگفتند . كفشهاى او را اسود بن خالد اودى به تاراج برد و عمامه‌اش را جابر بن يزيد . شب كلاه او را كه خز بود مالك بن بشير كندى در ربود . مردى از عراقيان در حالى كه مىگريست زيورهاى فاطمه دختر حسين را از تن او بيرون مىكشيد . فاطمه مىگفت : چرا مىگريى ؟ گفت : زيور دختر رسول خدا را مىربايم ، گريه نكنم ؟ گفت : رها كن . پاسخ داد ترسم از آن است كه كس ديگر آن را بربايد . على اصغر - حضرت زين العابدين - پسر حسين بيمار و فرو افتاده در بستر بيمارى بود . شمر بن ذى الجوشن بدبخت نفرين شده گفت : اين را بكشيد . مردى از يارانش گفت : اى سبحان الله ! آيا اين جوان بيمار را كه در جنگ شركت نكرده است مىكشى ؟ در اين هنگام