تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
( 1 ) بن ابى سفيان بن معتب و مشايخ ديگرى از بنى هاشم ، از ابن عباس ، از عباس نقل مىكنند كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) هنگام فتح مكه وارد آن شهر شدند به من فرمودند : عباس دو برادرزاده‌ات عتبه و معتب كجايند آنها را نمىبينم ؟ گفتم : آنان با ديگر مشركان قريش از شهر بيرون رفته و كناره گرفته‌اند . فرمودند : برو آن دو را پيش من بياور . من سوار شدم و به عرنة [ 1 ] رفتم و گفتم : رسول خدا شما را فرا خوانده‌اند . آن دو شتابان سوار شدند و به حضور پيامبر آمدند . رسول خدا آن دو را به اسلام دعوت كردند و پذيرفتند و مسلمان شدند . آن گاه رسول خدا برخاستند و دست آن دو را به دست گرفتند و در حالى كه ميان آن دو حركت مىفرمودند آنان را به ملتزم يعنى فاصله ميان در كعبه و حجر الاسود بردند و ساعتى دعا فرمودند و برگشتند و در چهرهء ايشان شادى نمايان بود . عباس مىگويد ، گفتم : اى رسول خدا ، خدايت شاد و مسرور بداراد كه در چهرهء شما شادى مىبينم . فرمودند : آرى از خداوند متعال مسألت و استدعا كردم كه گناهان اين دو پسر عموى مرا ببخشد و آن دو را به من عفو فرمود . [ 2 ] حمزة بن عتبه مىگويد : آن دو هماندم همراه رسول خدا به جنگ حنين رفتند و در آن جنگ همراه افراد خانواده و يارانى كه پايدارى كردند ، آن دو هم مقاومت و ايستادگى كردند و چشم معتب آن روز صدمه ديد . هيچ كس از مردان بنى هاشم پس از فتح مكه در آن شهر غير از عتبه و معتب باقى نماندند .

معتب بن ابى لهب

برادر تنى عتبه است . معتب فرزندانى به اين شرح داشته است : عبد الله و محمد و ابو سفيان و موسى و عبيد الله و سعيد و خالدة كه مادرشان عاتكه دختر ابو سفيان بن حارث بن عبد المطّلب است و مادر عاتكه هم ام عمرو دختر مقوم بن عبد المطلب بن هاشم است . ابو مسلم و مسلم و عباس كه از مادرهاى مختلف بوده‌اند و عبد الرحمن كه مادرش از حميراست . داستان مسلمان شدن معتب را ضمن داستان مسلمان شدن برادرش عتبه نوشتيم .
هامش
[ 1 ] . عرنة ، صحرايى كنار صحراى عرفات است و گفته شده است به محل مسجد عرفات عرنه اطلاق شده است . ياقوت ، معجم البلدان ، ج 6 ، ص 159 - م . [ 2 ] . بنابر اين روايت ابو بكر احمد بن حسين بيهقى در دلائل النبوة ، ج 2 ، ص 74 در مورد عتبه صحيح نيست و شايد همان عتيبة صحيح باشد . - م .