( 1 ) مالك از افرادى است كه از طرف معاويه به هنگام رأى حكمين حضور داشته است .
هشام بن محمد بن سائب مىگويد : پدرم به من خبر داد كه حمزة بن مالك از يمن همراه چهار صد برده به شام كوچ كرد و همه را آزاد كرد و تمام ايشان در شام مدعى بودند كه نسب ايشان به همدان مىرسد و به همين جهت عراقيها خوش نمىداشتند كه با شاميها ازدواج كنند ، زيرا دغل كارى مىكنند و بسيارى از افراد نسب خود را بيهوده به آنان مىرسانند . عبد المطلب بن ربيعه دخترى هم به نام اروى داشته است كه مادرش دختر عمير بن مازن است .
هشام بن محمد بن سائب مىگويد : پدرم محمد بن سائب ، محمد پسر عبد المطلب را ديده است و از قول او روايت نقل كرده است . عبد المطلب بن ربيعه هم به روزگار پيامبر ( ص ) مردى بالغ بوده است و از آن حضرت روايت نقل كرده است .
يعقوب بن ابراهيم بن سعد از پدرش ، از صالح بن كيسان ، از ابن شهاب ، از عبد الله بن عبد الله بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب نقل مىكند * عبد المطلب بن ربيعة بن حارث بن نوفل مىگفته است : ربيعه بن حارث و عباس بن عبد المطلب با يك ديگر گفتند مناسب است اين دو نوجوان يعنى من و فضل بن عباس را به حضور پيامبر فرستيم تا آن دو را به سرپرستى جمع آورى زكات بگمارد و آنچه مردم مىپردازند بپردازند و سودى هم به ايشان رسد . گويد : در همان حال كه ايشان در اين باره گفتگو مىكردند ، على بن ابى طالب عليه السّلام رسيد و پرسيد چه كارى مىخواهيد انجام دهيد ؟ گفتند : چنين تصميمى داريم .
فرمود : اين كار را مكنيد كه رسول خدا ( ص ) به خدا سوگند اين كار را نخواهند كرد . گفتند :
چرا اين كار را نكند و اين سخن تو از رشگ بردن تو بر ماست . و به خدا سوگند تو خود با رسول خدا چندان مصاحبت كردى كه به دامادى ايشان نائل شدى و ما بر تو رشگ نبرديم .
على ( ع ) فرمود : من ابو الحسن هستم ، بفرستيدشان . و على ( ع ) خوابيد . و چون پيامبر ( ص ) نماز ظهر را گزاردند ما زودتر از ايشان خود را بر در حجره رسانديم و ايستاديم و چون پيامبر ( ص ) آمدند با محبت گوشهاى ما را گرفتند و فرمودند : آنچه در دل داريد بگوييد .
پيامبر وارد حجره شدند و ما هم وارد شديم و در آن روز در خانهء زينب دختر جحش بودند . گويد : با ايشان سخن گفتيم كه اى رسول خدا به حضورتان آمدهايم كه ما را بر جمعآورى زكات بگماريد و آنچه مردم از زكاتى كه جمع مىكنند مىپردازند ما هم مىپردازيم و آنچه به ايشان سود مىرسد به ما هم سود برسد . گويد : پيامبر ( ص ) سكوت
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 48
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤٨