( 1 ) هجرت كرده بوده است و هنگام بستن عقد برادرى ميان اصحاب در حبشه بوده و هفت سال پس از آن بازگشته است ، و اين اشتباهى است كه از محمد بن اسحاق سر زده است .
بنا به آنچه كه واقدى از ايوب بن نعمان ، از پدرش ، از قول خويشاوندانش براى ما نقل مىكند * معاذ بن جبل در حالى كه بيست يا بيست و يك سال داشته است در جنگ بدر شركت كرده است . معاذ در احد و خندق و تمام جنگهاى ديگر همراه پيامبر ( ص ) بوده است .
واقدى از معمر ، از زهرى ، از ابن كعب بن مالك نقل مىكند * چون بستانكاران معاذ بن جبل بر او سخت گرفتند پيامبر اموال او را براى بستانكارانش گرفتند و او را به يمن اعزام فرمودند و گفتند : شايد خداوند متعال خسارت تو را جبران فرمايد . واقدى مىگويد : اين موضوع در ربيع الآخر سال نهم هجرت بود .
يزيد بن هارون و ابو وليد طيالسى هر دو از شعبة بن حجاج ، از ابى عون محمد بن عبيد الله ، از حارث بن عمرو ثقفى برادرزادهء مغيره نقل مىكنند كه مىگفتهاند ياران ما از قول معاذ بن جبل نقل مىكنند كه مىگفته است * هنگامى كه پيامبر ( ص ) مرا به يمن گسيل فرمودند ، پرسيدند : اگر قضاوتى پيش آمد با چه معيارى قضاوت مىكنى ؟ گويد ، گفتم : به آنچه در كتاب خداست قضاوت خواهم كرد . فرمودند : اگر حكم آن در كتاب خداوند نبود ؟ گفتم : به آنچه رسول خدا قضاوت فرموده است . فرمودند : اگر در قضاوتهاى پيامبر خدا هم نبود ؟ گفتم : اجتهاد مىكنم و رأى خود را مىگويم و پروا نخواهم كرد . گويد ، رسول خدا دست به سينهء من زدند و فرمودند : سپاس خداوندى را كه فرستادهء رسول خدا را موفق فرمود كه رسولش را خشنود كند .
فضل بن دكين از ابن عيينة ، از ابن ابى نجيح نقل مىكند * پيامبر ( ص ) براى مردم يمن نامهاى فرستادند و معاذ را گسيل داشتند و در نامه نوشته شده بود يكى از ياران گزيده و نويسنده و دانشمند خود را پيش شما فرستادم . [ 1 ]
عبد الله بن مسلمة بن قعنب حارثى از مالك بن انس ، از يحيى بن سعيد نقل مىكند * معاذ بن جبل مىگفته است : چون پاى در ركاب نهادم آخرين سفارش پيامبر ( ص ) به من اين بود كه خلق خود را با مردم نيكو گردان ، با مردم با خوش خوبى رفتار كن .
هامش
[ 1 ] . براى اطلاع از متن نامه و مآخذى كه در آنها آمده است ، ر ك : على احمدى ، مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 224 ، و محمد حميد الله ، مجموعة الوثائق السياسيه - م .