تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
( 1 ) به عقيل فرمودند : اى ابا يزيد من تو را به دو جهت دوست مىدارم و دوستى من براى تو دو برابر است ، يك دوستى براى خويشاوندى تو و دوستى ديگر به مناسبت اينكه مىدانم عمويم ابو طالب تو را دوست مىداشت . محمد بن بكر برشانى از ابن جريج ، از عطاء نقل مىكند كه مىگفته است * عقيل بن ابى طالب را ديدم كه پيرى فرتوت شده و گويى پيرمرد اعراب بود و در همان حال با سطلهاى بزرگ از چاه آب مىكشيد . گويد : در آن جا آبشخورها و دلوهايى بود و گروهى از مردان ايشان را پس از آن ديدم كه خدمتكارى با ايشان نبود ، رداهاى خود را جمع مىكردند و مىپيچيدند و در حالى كه پيراهن به تن داشتند آب مىكشيدند و پايين دامن پيراهنهاى ايشان خيس و آكنده از آب بود ، پيش از حج و روزهاى منى و پس از آن همچنان آب مىكشيدند . [ 1 ] گويند ، عقيل بن ابى طالب پس از اينكه كور شده بود به روزگار حكومت معاويه درگذشت . فرزندزادگان و نسل او امروز هم ( قرن سوم هجرى ) باقى هستند و خانه‌اى كنار بقيع از او باقى مانده كه بزرگ و فراخ است و گروه زيادى در آن زندگى مىكنند .

نوفل بن حارث

ابن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى . مادرش غزيّة دختر قيس بن طريف بن عبد العزى بن عامرة بن عميرة بن وديعة بن حارث بن فهر است . نوفل فرزندانى به اين شرح داشته است : حارث كه كنيهء نوفل هم از نام اوست . به روزگار پيامبر ( ص ) حارث مردى بوده است كه پسرش عبد الله در زمان حيات رسول خدا متولد شده است . حارث از اصحاب آن حضرت شمرده مىشود و رواياتى نقل كرده است . عبد الله پسر نوفل كه شبيه پيامبر ( ص ) بوده است و نخستين كسى است كه در حكومت معاويه قضاوت مدينه را بر عهده داشته است ، و ابو هريره مىگويد اين نخستين قاضى است كه در اسلام ديده‌ام . عبد الرحمن و ربيعه و دو تن ديگر از پسران نوفل هستند كه نسلى از آن دو باقى نمانده است . و سعيد كه مردى فقيه بوده است و مغيره و ام سعيد و ام مغيرة و ام حكيم كه مادر همگى ظريبه دختر سعيد بن
هامش
[ 1 ] . چنين تصور مىكنم كه برشائى صحيح باشد نه برشانى . ر ك : جمهرة انساب العرب ، ص 317 و فهارس آن كتاب كه ظاهراً بر شاء لقب بانويى بوده كه فرزندانش منسوب به آن كلمه‌اند - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 36 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد