تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
( 1 ) برگرد و آنان را ساكت كن . آن مرد دوباره آمد و همان سخن را گفت . فرمودند : برگرد و ايشان را ساكت كن ، بار سوم آمد و همان سخن را گفت . فرمودند : برو و اگر نپذيرفتند به آنان پرخاش كن . عايشه مىگويد : با خود گفتم به خدا سوگند نفس خود را رها نمىكنى مگر اينكه مطيع و فرمانبردار رسول خدا باشى . فضل بن دكين و احمد بن عبد الله بن يونس ، از محمد بن طلحة ، از حكم ، از عبد الله بن شداد بن هاد ، از اسماء بنت عميس نقل مىكنند كه مىگفته است * چون جعفر شهيد شد پيامبر ( ص ) به من فرمودند : سه روز آرام بگير و بعد هر چه مىخواهى بكن . واقدى مىگويد : پيامبر ( ص ) براى جعفر ساليانه پنجاه خروار از محصول خيبر را مقرر فرمودند . عبد الله بن نمير و محمد بن عبيد هر دو از زكرياء بن ابى زائدة ، از عامر نقل مىكنند * چون على ( ع ) با اسماء بنت عميس ازدواج فرمود ، روزى دو پسر اسماء محمد بن جعفر و محمد بن ابو بكر به يك ديگر فخر فروشى مىكردند و هر يك به ديگرى مىگفت : من از تو گرامىترم و پدرم از پدر تو بهتر است . على ( ع ) به اسماء فرمود : ميان ايشان داورى كن . اسماء گفت : ميان اعراب جوانى بهتر از جعفر و كامل مردى بهتر از ابو بكر نديده‌ام . على ( ع ) فرمودند : چيزى براى من باقى نگذاشتى . اسماء گفت : به خدا آن سه تنى كه تو كهترين ايشان باشى هر سه برگزيدگانند . فرمود : اگر چيز ديگرى مىگفتى از تو دلگير مىشدم . عفان بن مسلم از وهيب بن خالد ، از خالد كفشدوز ، از عكرمه ، از ابو هريره نقل مىكند كه مىگفته است * پس از پيامبر ( ص ) هيچ كس كفش بر پاى نكرد و نعلين نپوشيد و بر شتران راهوار سوار نشد و دستار بر سر نبست كه برتر از جعفر باشد . معن بن عيسى از ابن ابى ذئب ، از ابو سعيد مقبرى ، از ابى هريره نقل مىكند كه مىگفته است * بهترين مردم براى بينوايان جعفر بن ابى طالب بود ، ما را با خود مىبرد و آنچه در خانه‌اش بود به ما مىخوراند . گاهى مشك روغن را براى ما مىآورد ، چيزى در آن نبود . آن را باژگونه مىكرد و با چوب آنچه در آن بود بيرون مىكشيد و ما به آن انگشت مىزديم .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 33 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد