تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
( 1 ) محمد شبيه عموى ما ابى طالب است اما عبد الله از لحاظ خلقت و خوى و عادت همچو من است . در كتاب ابن معروف به جاى نام عبد الله نام عون آمده است . گويد ، پيامبر ( ص ) دست عبد الله را در دست گرفتند و آن را بلند كردند و عرضه داشتند : پروردگارا خودت سرپرست خاندان جعفر باش و در دست عبد الله بركت بده و اين دعا را سه بار تكرار فرمودند . آن گاه مادرمان به حضور پيامبر آمد و از بىپدر شدن ما ياد كرد و در عين حال به احترام حضور رسول خدا تظاهر به شادى كرد . پيامبر فرمودند : آيا از فقر و تنگدستى بر ايشان بيم دارى و حال آنكه من در دنيا و آخرت ولىّ ايشانم . عبد الله بن ادريس از محمد بن اسحاق ، از يحيى بن عباد ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * پدر شيرى من كه از بنى قره است ، برايم مىگفت : گويى هم اكنون در جنگ موته به جعفر مىنگرم كه از اسب سرخ خود پياده شد و آن را پى كرد و سپس چندان نبرد كرد تا كشته شد . واقدى از محمد بن صالح ، از عاصم بن عمر بن قتادة و عبد الجبار بن عمارة ، از عبد الله بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم و يكى از ايشان با تفصيل بيشترى نقل مىكرد * چون جعفر در جنگ موته پرچم را به دست گرفت ، شيطان پيش او آمد و زندگى را در نظرش جلوه‌گر و مرگ را براى او ناخوشايند نشان داد ، جعفر فرمود : هم اكنون كه بايد ايمان در دل مؤمنان استوار شود تو براى من زندگى اين جهانى را آرزو مىكنى ؟ و پاى پيش نهاد تا شهيد شد . پيامبر در مدينه بر او درود فرستادند و براى او دعا كردند و به مسلمانان فرمودند : براى برادرتان جعفر طلب آمرزش كنيد كه او شهيد شده است و وارد بهشت شد و او با دو بال ياقوت نشان به هر جاى بهشت كه بخواهد پرواز مىكند . واقدى از عبد الله بن محمد بن عمر بن على ، از پدرش نقل مىكند * پيامبر ( ص ) فرمودند : جعفر را به صورت فرشته‌اى در بهشت ديدم كه پرواز مىكرد و از جلو بالهاى او خون فرو مىچكيد . و زيد را در مرتبه‌اى پايين‌تر ديدم ، با خود گفتم نمىپنداشتم رتبه زيد پايين‌تر از جعفر باشد . جبرئيل از جانب حق تعالى آمد و گفت : مرتبهء زيد پايين‌تر از جعفر نيست ، ولى جعفر را به واسطهء خويشاوندى نزديك او با تو برترى داديم . فضل بن دكين و محمد بن عمر واقدى هر دو از ابو جعفر ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكنند كه مىگفته است * در قسمت قدامى بدن جعفر ميان دو شانه‌اش نود ضربهء نيزه و شمشير يافت شد يا خودمان يافتيم . واقدى گويد : نود و دو ضربه بود .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 30 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد