( 1 ) على ( ع ) نقل مىكند كه ضمن نقل حديث مربوط به دخترك حمزه مىگفته است * پيامبر به جعفر فرمودند : از لحاظ ظاهر و خلق و خوى شبيه منى . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از ابى اسحاق ، از براء بن معرور ، از پيامبر ( ص ) هم نظير همين را نقل مىكند .
هوذة بن خليفه از عوف ، از محمد بن سيرين نقل مىكند * چون على ( ع ) و جعفر و زيد دربارهء سرپرستى دخترك حمزه گفتگو داشتند ، پيامبر به جعفر فرمودند : هيأت ظاهرى بدن و خلق و خوى تو شبيه من است .
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ثابت نقل مىكند * پيامبر ( ص ) به جعفر فرمودند :
از لحاظ آفرينش و خلق و خوى شبيه منى .
معن بن عيسى از هشام بن سعد ، از جعفر بن عبد الله بن جعفر نقل مىكند * جعفر بن ابى طالب انگشتر در دست راست خود مىكرده است .
وهب بن جرير مىگويد پدرم مىگفت از محمد بن ابى يعقوب شنيدم ، از حسن بن سعد ، از عبد الله بن جعفر نقل مىكرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) لشكرى گسيل فرمودند و زيد بن حارثه را به فرماندهى گماشتند و گفتند : اگر زيد كشته و شهيد شد ، امير شما جعفر بن ابى طالب است و اگر جعفر كشته يا شهيد شد ، فرمانده شما عبد الله بن رواحه است . مسلمانان با دشمن روياروى شدند ، پرچم را زيد گرفت و چندان جنگ كرد كه شهيد شد و جعفر پرچم را گرفت و چندان جنگ كرد تا شهيد شد و پس از او عبد الله بن رواحه پرچم را گرفت و چندان نبرد كرد كه شهيد شد . آن گاه خالد بن وليد پرچم را گرفت و خداوند براى او پيروزى نصيب فرمود . چون خبر به پيامبر رسيد پيش مردم آمدند و نخست نيايش و ستايش خداوند را بجاآوردند و فرمودند : برادران شما با دشمن روياروى شدند ، زيد بن حارثه پرچم را گرفت و نبرد كرد تا شهيد شد ، و پس از او جعفر پرچم را گرفت و نبرد كرد تا شهيد شد ، و پس از او عبد الله بن رواحه پرچم را گرفت و نبرد كرد تا شهيد شد . آن گاه پرچم را شمشيرى از شمشيرهاى خداوند يعنى خالد بن وليد به دست گرفت و خداوند به دست او فتح و پيروزى نصيب فرمود .
پيامبر ( ص ) سه روز به خاندان جعفر مهلت عزادارى دادند و آن گاه به خانهء جعفر آمدند و فرمودند : پس از امروز ديگر بر برادرم جعفر مگرييد ، و فرمودند پسران برادرم را پيش من بياوريد . عبد الله بن جعفر مىگويد : ما را همچون جوجگان به حضور آن حضرت آوردند . فرمودند : سلمانى بياوريد و چون آمد سرهاى ما تراشيده شد و پيامبر فرمودند :
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 29
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٩