تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
( 1 ) آب باران غسل داديم و با لبهء شمشيرهاى خود براى او گورى كنديم و او را دفن كرديم و نشانه‌اى بر گورش ننهاديم و رفتيم . مردى از اصحاب رسول خدا گفت : علاء را دفن كرديم و نشانه‌اى ننهاديم برگشتيم كه نشانى نهيم جاى گورش را پيدا نكرديم . ابو بكره هم خبر مرگ علاء بن حضرمى را به بصره آورد .

شريح حضرمى

ابو اسامة حماد بن اسامه از عبد الله بن مبارك ، از يونس بن يزيد ، از زهرى ، از سائب بن يزيد نقل مىكند * در محضر پيامبر ( ص ) نام شريح حضرمى برده شد ، فرمودند : مردى است كه قرآن را زير سر خود و پشتى خويش قرار نمىدهد . [ 1 ]

عمرو بن عوف

محمد بن عمر واقدى مىگويد : عمرو از مردم يمن و همپيمان خاندان عامر بن لوى بوده و از دير باز مسلمان شده است . او در زمرهء اصحاب پيامبر است و از ايشان روايت كرده است .

لبيد بن عقبة

ابن رافع بن امرى القيس بن زيد بن عبد الاشهل . مادرش ام البنين دختر حذيفة بن ربيعة بن سالم بن معاوية بن ضرار بن ذبيان از خاندان سلامان بن سعد هذيم و از قبيلهء قضاعة است . اجازهء اطعام مستمندان براى كسى كه ياراى روزه گرفتن نداشته باشد در مورد او نازل شده است . لبيد فرزندانى به اين شرح داشته است : محمود كه مردى فقيه است و به روزگار پيامبر ( ص ) متولد شده است و منظور و ميمون كه مادر اين سه ، ام منظور دختر محمود بن مسلمة بن سلمة بن خالد بن خالد بن عدى بن مجدعة بن حارثة بن حارث از قبيلهء اوس است . و عثمان و اميّه و امة الرحمان كه مادرشان كنيز بوده است . لبيد را اعقابى بوده است ، ولى
هامش
[ 1 ] . با توجه به توضيح ابن اثير در نهاية ، ج 5 ، ص 183 ، ترجمه شد و براى اطلاع بيشتر لطفا به آنجا مراجعه فرماييد - م .