( 1 ) مسلمانان آزاد گذاشته است . پيامبر ( ص ) دستور العملى هم براى علاء بن حضرمى در مورد نصاب زكات شتر و گاو و گوسفند و غلات و اموال نوشتهاند كه طبق آن زكات بگيرد و به علاء فرمان دادند از توانگران ايشان زكات را بگيرد و به مصرف بينوايان ايشان برساند .
همچنين پيامبر ( ص ) تنى چند از جمله ابو هريره را همراه او فرستادند و به علاء فرمودند : در بارهء ابو هريره سفارش كن كه نيكى كنند .
محمد بن عمر واقدى از عبد الله بن يزيد ، از سالم آزاد كرده و وابستهء بنى نصر نقل مىكند كه مىگفته است از ابو هريره شنيدم كه مىگفت * پيامبر ( ص ) مرا با علاء بن حضرمى فرستادند و دربارهء من به او سفارش به نيكى فرمودند . چون از مدينه فاصله گرفتيم علاء به من گفت : پيامبر ( ص ) دربارهء تو سفارش فرمودند اينك چه دوست دارى كه انجام دهم ؟
گفتم : بگذار من براى تو اذان بگويم و در آمين گفتن بعد از خواندن فاتحه بر من پيشى مگير [ 1 ] ، علاء همين گونه پذيرفت .
محمد بن عمر واقدى از اسماعيل بن ابراهيم بن عقبه ، از موسى بن عقبه ، از زهرى ، از عروة ، از مسور بن مخرمة ، از عمرو بن عوف همپيمان خاندان عامر بن لوى نقل مىكند * پيامبر ( ص ) علاء بن حضرمى را به امارت بحرين منصوب فرمودند و سپس او را عزل كردند و ابان بن سعد را به كارگزارى بحرين گسيل فرمودند .
واقدى مىگويد : پيامبر ( ص ) به علاء بن حضرمى نوشته بودند با بيست مرد از قبيلهء عبد القيس به حضور ايشان بيايد . علاء بيست مرد از ايشان را كه سالارشان عبد الله بن عوف اشج بود با خود برداشت و به حضور پيامبر ( ص ) آمد و منذر بن ساوى را به جانشينى خود در بحرين گماشت . نمايندگان از علاء بن حضرمى شكايت كردند . پيامبر ( ص ) او را عزل كردند و ابان بن سعيد بن عاص را بر بحرين گماشتند و فرمودند : نسبت به قبيلهء عبد القيس خيرانديش باش و بزرگان ايشان را گرامى بدار .
يزيد بن هارون از حماد بن سلمه ، از على بن زيد نقل مىكند * پيامبر ( ص ) بر تن علاء بن حضرمى پيراهنى سنبلانى آستين بلند ديدند ، آستين پيراهن را به اندازهء حدود انگشتهايش كوتاه كردند .
انس بن عياض از عبد الرحمان بن حميد بن عبد الرحمان بن عوف نقل مىكند كه
هامش
[ 1 ] . با توجه به توضيح ابن اثير در نهاية ، ج 1 ، ص 72 ترجمه شد - م .