( 1 ) ابى ذئب ، از مقبرى ، از عبد الرحمان بن مهران آزاد كردهء ابو هريره نقل مىكنند كه مىگفته است * چون مرگ ابو هريره نزديك شد ، گفت : بر گور من خيمه مزنيد و چراغ و آتش ميفروزيد و در كار تجهيز و حمل جنازهام شتاب كنيد كه خود از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : چون بندهء نيكوكار را بر تابوتش مىنهند مىگويد مرا پيش ببريد و چون كافر و فاجر را بر تابوت مىنهند مىگويد : اى واى بر من كجايم مىبريد .
معن بن عيسى و محمد بن اسماعيل بن ابى فديك هر دو از ابن ابى ذئب ، از مقبرى ، از عبد الرحمان بن مهران نقل مىكنند كه مىگفته است * مروان براى عيادت ابو هريره آمد و او را در حال بيهوشى ديد و گفت : خدايت عافيت دهاد . ابو هريره سر برداشت و گفت :
پروردگارا شتاب فرماى . مروان از خانهء ابو هريره بيرون آمد در محلهء اصحاب القطا كسى خود را به او رساند و گفت : ابو هريره تمام شد .
معن بن عيسى از مالك بن انس ، از مقبرى نقل مىكند * در بيمارى ابو هريره كه به مرگ او انجاميد ، مروان به عيادتش آمد و گفت : اى ابو هريره خدايت شفا دهاد . ابو هريره گفت : پروردگارا من ديدار تو را دوست دارم تو هم ديدار مرا خوش بدار . هنوز مروان به محلهء اصحاب القطا نرسيده بود كه ابو هريره مرد .
سعيد بن منصور از عبد الله بن مبارك ، از عبد الوهاب بن ورد ، از سلم بن بشير بن مجل نقل مىكند * ابو هريره در بيمارى مرگ خود گريست . به او گفتند : اى ابو هريره تو را چه چيزى به گريه وا داشته است ؟ گفت : من براى اين دنياى شما نمىگريم ، ولى براى دور و درازى سفر و كمى زاد و توشهام مىگريم ، اكنون بر گردنهاى قرار دارم كه فرود آن بهشت و دوزخ است و نمىدانم مرا به كجا مىبرند .
محمد بن عمر واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم تيمى ، از پدرش ، از ابو سلمه نقل مىكند كه مىگفته است * پيش ابو هريره رفتم در حال مرگ بود . به اهل خويش گفت : پس از مرگ در كفن كردن من عمامه بر سرم مبنديد و پيراهن بر من مپوشانيد كه آن را براى رسول خدا ( ص ) انجام دادند .
محمد بن عمر واقدى از ثابت بن قيس ، از ثابت بن مسحل نقل مىكند * چون ابو هريره درگذشت اهالى بالاى مدينه آمدند . وليد بن عتبه امير مدينه بود به آنان پيام داد تا از من اجازه نگيريد و خبر ندهيد او را دفن مكنيد . چون ظهر گذشت وليد بن عتبه خوابيد ، ابن عمرو ابو سعيد خدرى كه حاضر شده بودند گفتند جنازه را برداريد و بيرون آوردند و در
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 306
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٠٦