تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
( 1 )

عبد الله بن بحينة

بحينة نام مادر اوست كه دختر ارتّ بوده است و ارت همان حارث بن مطّلب بن عبد مناف بن قصى است . نام پدر عبد الله ، مالك بن قشب است و او همان جندب بن نضلة بن عبد الله بن رافع بن محضب بن مبشر بن صعب بن دهمان بن نصر بن زهران بن كعب بن حارث بن عبد الله بن نصر بن ازد است . او بر قوم خويش كه بنى محضب بودند به سببى خشم گرفت و سوگند خورد كه با آنان در يك منزل ساكن نشود . به مكه آمد و با مطلب بن عبد مناف همپيمان شد و بحينة را كه دختر حارث بن مطلب است به همسرى گرفت كه عبد الله را براى او زاييد . كنيهء عبد الله ، ابو محمد است . او مسلمان شد و از اصحاب پيامبر ( ص ) است و از كسانى است كه از دير باز مسلمان شده است . او مردى فاضل و زاهد بود كه همواره روزه مىگرفت و در منطقهء بطن ريم در سى ميلى مدينه زندگى مىكرد و همان جا به روزگار امارت مروان بن حكم و آخر حكومت معاوية بن ابى سفيان درگذشت .

برادر تنى او ، جبير بن مالك

مادرش بحينه است ، جبير هم پس از مسلمان شدن در زمرهء اصحاب پيامبر ( ص ) بود و در جنگ يرموك در سال دوازدهم هجرت و به روزگار خلافت ابو بكر صديق شهيد شد .

حارث بن عمير ازدى ، از خاندان لهب

محمد بن عمر واقدى از ربيعة بن عثمان ، از عمر بن حكم نقل مىكند * پيامبر ( ص ) حارث بن عمير ازدى را با نامهء خود پيش پادشاه بصرى گسيل داشتند . چون حارث به منطقهء موته رسيد ، شرحبيل بن عمرو غسانى به او برخورد و از او پرسيد كجا مىروى ؟ گفت : به شام . پرسيد شايد تو از فرستادگان محمدى ؟ گفت : آرى من سفير پيامبرم . شرحبيل دستور داد او را با طناب بستند و گردنش را زدند و هيچ يك از سفيران پيامبر ( ص ) جز او كشته نشده است . چون اين خبر به پيامبر رسيد بر ايشان سخت گران آمد و مردم را فراخواندند و موضوع
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 309 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد