( 1 ) چون بسيار بزرگ بود آن را دو لايه و گاه سه لايه مىپوشيد . اين چادر به چيز تيزى خورد و دريده شد ، آن را رفو نكرد . گويى هم اكنون به حاشيههاى آن كه از ابريشم بود مىنگرم .
خالد بن مخلد از عبد الله بن عمر از وهب بن كيسان نقل مىكند كه مىگفته است * ابو هريره را ديدم كه جامهء خز مىپوشيد .
همين راوى از يحيى بن عمير وابستهء بنى اسد نقل مىكند كه مىگفته است * شنيدم مقبرى مىگفت : بر تن ابو هريره جامهء خز ديدم .
فضل بن دكين از شعبه ، از محمد بن زياد نقل مىكند كه مىگفته است * بر تن ابو هريره جامهء خز ديدم .
عمرو بن عاصم كلابى از همام بن يحيى ، از قتاده نقل مىكند * ابو هريره جامهء خز مىپوشيد .
يحيى بن عباد از فليج ، از سعيد بن ابى سعيد نقل مىكند * بر تن ابو هريره جامهء سياهى كه حاشيهاش ديباج بود ديدم .
فضل بن دكين از قيس بن ربيع ، از ابى الحصين ، از خبّاب بن عروه نقل مىكند كه مىگفته است * ابو هريره را در حالى كه عمامهء سياه بر سر داشت ، ديدم .
يزيد بن هارون از عاصم احول ، از محمد بن سيرين نقل مىكند * ابو هريره لباسهاى رنگ كرده با گل سرخ مىپوشيد .
معاذ بن معاذ از ابن عون ، از عمير بن اسحاق نقل مىكند * ابو هريره رداى خويش را از زير شانهء راست مىگذراند و بر شانهء چپ بر مىگرداند .
عبد الوهاب بن عطاء و عبد الملك بن عمرو و مسلم بن ابراهيم هر سه از قرة بن خالد نقل مىكنند كه مىگفته است * به محمد بن سيرين گفتم : آيا ابو هريره خشن بود ؟ گفت : نه بسيار نرم و ملايم بود . گفتم : رنگ پوستش چگونه بود ؟ گفت : سپيد . گفتم : آيا خضاب مىبست ؟ گفت : آرى همين گونه كه در من مىبينى و دست به طرف ريش خود كه سرخ بود برد . گفتم : چه لباسى مىپوشيد ؟ گفت : همين گونه كه بر من مىبينى و ابن سيرين دو جامهء كتانى رنگ كرده با گل سرخ بر تن داشت . محمد بن سيرين گفت : ابو هريره روزى آب بينى خود را در جامهء كتانى خود انداخت و گفت : به به ابو هريره آب بينى خود را در كتان مىافكند .
روح بن عبادة از حبيب بن شهيد ، از محمد بن سيرين نقل مىكند * او ريش خود را
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٠١