تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
( 1 )

زاهر بن سود بن مخلّع

نام و نسب او چنين است : عبد الله بن قيس بن دعبل واليه النبت بن انس بن خزيمة بن مالك بن سلامان بن افصى . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از مجزأة پسر زاهر نقل مىكند * پدرش در زمره اصحاب شجرة و شركت كنندگان در حديبيه است . او مىگفته است : من مشغول بر افروختن آتش با سنگ آتش زنه بودم كه منادى پيامبر ( ص ) جار زد كه پيامبر ( ص ) شما را از خوردن گوشت خر منع مىفرمايد . واقدى مىگويد : زاهر پس از انتقال گروهى از مسلمانان به كوفه به آن شهر منتقل شد . پسرش مجزأة از اشراف كوفه و از ياران و اصحاب عمرو بن حمق بود .

هانى بن اوس اسلمى

عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از مجزأة ، از هانى بن اوس نقل مىكند * او هم از شركت كنندگان در حديبيه و بيعت شجرة بوده است و از درد زانو بسيار رنج مىبرده است ، و هر گاه سجده مىكرده زير زانوى خود تشكچه‌اى مىنهاده است .

ابو مروان اسلمى

نامش معتب و نام پدرش عمرو است . پسرش عطاء از او و مردم از پسرش عطاء روايت نقل مىكنند . محمد بن عمر واقدى از سعيد بن عطاء بن ابى مروان ، از قول پدرش ، از جدش معتب بن عمرو اسلمى نقل مىكند كه مىگفته است * در حضور پيامبر ( ص ) نشسته بودم ماعز بن مالك آمد و گفت : من زنا كرده‌ام . پيامبر ( ص ) تا سه بار كه او اقرار كرد روى از او برگرداندند ، بار چهارم كه گفت : زنا كرده‌ام ، روى به او فرمودند و پرسيدند آيا ادخال كردى ؟ گفت : آرى آن چنان كه همچون ميل در سرمه دان يا ريسمان در چاه ، يكى در ديگرى فرو شد .