( 1 ) مالك را به او داد و كعب دو جامه را كه بر تن داشت بيرون آورد و به او مژدگانى داد . كعب مىگفته است : به خدا سوگند جامهاى جز همان دو جامه نداشتم و دو جامه از ابو قتادة براى خود عاريه گرفتم .
عبد الرحمان بن اشيم اسلمى
محمد بن عمر واقدى از سلمة بن وردان نقل مىكند كه مىگفته است * عبد الرحمان بن اشيم اسلمى را ديدم او از اصحاب پيامبر ( ص ) و تمام موهاى ريش و سرش سپيد بود .
محجن بن ادرع اسلمى
او از بنى سهم است و پيامبر ( ص ) به او فرمودند : تير بيندازيد و من همراه ابن ادرع هستم .
محجن مقيم مدينه بود و به روزگار حكومت معاوية بن ابى سفيان در همان شهر درگذشت .
عبد الله بن وهب اسلمى
او از اصحاب پيامبر ( ص ) است و هنگام رحلت پيامبر ( ص ) در عمان بود . او و حبيب بن زيد مازنى همين كه از خبر درگذشت پيامبر ( ص ) آگاه شدند ، از عمان بيرون آمدند تا به عمرو عاص ملحق شوند . مسيلمه كذاب با آنان روياروى شد ، مسلمانان همه گريختند ، ولى عبد الله بن وهب و حبيب بن زيد هر دو اسير شدند . مسيلمه به آن دو گفت : آيا گواهى مىدهيد كه من رسول خدايم ؟ حبيب گواهى نداد ، مسيلمه او را كشت و پاره پاره كرد .
عبد الله بن وهب در حالى كه دلش كاملًا مطمئن بود و ايمانى استوار داشت اقرار كرد .
مسيلمه او را نكشت و زندانى كرد و چون خالد بن وليد و مسلمانان در يمامه به جنگ با مسيلمه پرداختند ، عبد الله بن وهب گريخت و خود را به اسامة بن زيد كه همراه خالد بود رساند و به او پناهنده شد و سپس همراه مسلمانان جنگ سختى با مسيلمه و يارانش كرد .