تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
( 1 )

سعد وابسته و آزاد كردهء اسلمىها

محمد بن عمر واقدى از قائد وابسته و آزاد كردهء عبد الله بن على بن ابى رافع ، از عبد الله بن سعد ، از پدرش سعد نقل مىكند كه مىگفته است * هنگامى كه پيامبر ( ص ) در ناحيهء عرج بودند من راهنماى ايشان بودم . چون به گردنهء ركوبه رسيديم ، آنان را كنار كوههاى آن منطقه بردم و چون به خذوات كه نزديك عرج است رسيديم ، ابو تميم اسلمى براى پيامبر زاد و توشه‌اى همراه غلام خود مسعود فرستاد و مسعود راهنمايى مىكرد . همگى حركت كرديم و چون به منطقهء جثجاثة كه با مدينه يك چاپار فاصله دارد رسيديم پيامبر ( ص ) آن جا نماز گزاردند و هنوز هم نشان مسجد آن حضرت آنجا باقى است . همان جا باقى مانده غذاى سفرهء خود را كه از روز قبل مانده بود خورديم . روز قبل گوسپندى كشته بوديم و گوشت آن را در سركه جوشانده و سرخ كرده بوديم . آن جا پيامبر فرمودند : چه كسى ما را به قبيلهء عمرو بن عوف راهنمايى مىكند ؟ گفتم : من . گويد : من هم همراه پيامبر ( ص ) در منزل سعد بن خيثمه منزل كردم . سعد پس از اينكه مسلمان شد از اصحاب و ملازمان پيامبر ( ص ) بود .

ربيعة بن كعب اسلمى

ربيعه از كسانى است كه از دير باز مسلمان شده و از اصحاب و ملازمان پيامبر ( ص ) بوده است . او از زمرهء بينوايان اهل صفه است و خدمتگزارى پيامبر ( ص ) را بر عهده داشت . عمرو بن هيثم از هشام دستوايى ، از يحيى بن ابى كثير ، از ابو سلمة بن عبد الرحمان ، از قول ربيعة بن كعب اسلمى نقل مىكند كه مىگفته است * شبها بر در خانهء پيامبر ( ص ) مىخوابيدم و آب براى وضوى ايشان مىدادم بخشى از شب از درون خانه آواى « سمع الله لمن حمده » و بخش ديگرى از شب را آواى « الحمد لله رب العالمين » مىشنيدم . مسلم بن ابراهيم از حارث بن عبيد ، از ابو عمران جونى نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به ابو بكر و ربيعة بن كعب قطعه زمينى دادند كه در آن خرما بنى وجود داشت ، ريشهء آن در زمين ربيعه و شاخه‌هاى آن در زمين ابو بكر بود . ابو بكر مىگفت : ميوه اين درخت از من است و ابو بكر بر آن پيشى گرفت . چون اين خبر به اطلاع قوم ربيعه رسيد پيش