تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
( 1 ) او آمدند . ربيعه گفت : هر يك از شما را از گفتن سخنى كه ابو بكر را خشمگين كند بر حذر مىدارم كه بيم دارم رسول خدا از خشم ابو بكر به خشم آيد و از خشم رسول خدا ( ص ) خداوند خشم گيرد . چون خشم ابو بكر فرونشست به ربيعه گفت : اين درخت را به من واگذار . گفت : چنين نمىكنم . ابو بكر پيش پيامبر ( ص ) رفت . ربيعه هم از پى او رفت و مىگفت : از خشم خدا و پيامبرش به خود خدا پناه مىبرم . پيامبر پرسيدند داستان چيست ؟ و ربيعه موضوع را گفت . پيامبر فرمودند : آرى به او وامگذار ، در اين حال ابو بكر چهره‌اش را به ديوار برگرداند و شروع به گريستن كرد . گويد : پيامبر ( ص ) حكم فرمودند شاخه‌هاى درخت هم از كسى است كه ريشه‌هايش از اوست . محمد بن عمر واقدى مىگويد * ربيعة بن كعب تا هنگام رحلت پيامبر ( ص ) همراه ايشان بود و در جنگها شركت مىكرد و پس از رحلت پيامبر ( ص ) از مدينه بيرون رفت و در منطقهء يين كه از سرزمينهاى قبيلهء اسلم و در فاصلهء يك منزلى مدينه است ، زندگى مىكرد و تا هنگام واقعهء حره زنده ماند . واقعهء حره به روزگار حكومت يزيد بن معاويه و در ذى حجه سال شصت و سوم هجرت بوده است .

ناجية بن جندب اسلمى ، از خاندان سهم كه شاخه‌اى از قبيلهء اسلم است

در حديبيه همراه پيامبر ( ص ) بود و رسول خدا او را به سرپرستى شتران قربانى خود گماشتند و چون آهنگ حديبيه كردند به او فرمان دادند شتران را زودتر به ذو الحليفه برساند . محمد بن عمر واقدى از غانم بن ابى غانم ، از عبد الله بن نيار نقل مىكند كه مىگفته است * چون پيامبر عازم به جا آوردن عمرة القضيه شدند تا قضاى عمرهء حديبيه را كه موفق نشده بودند انجام دهند ، ناجية بن جندب اسلمى را بر شتران قربانى خود گماشتند ، و ناجيه آنها را پيشاپيش مىبرد و در جستجوى چراگاه مىرفت و چهار تن از جوانان قبيلهء اسلم همراهش بودند . واقدى همچنين مىگويد : ناجية بن جندب در فتح مكه هم شركت داشت و پيامبر ( ص ) در سفر حجة الوداع هم او را به سرپرستى شتران قربانى خود گماشتند . ناجيه در محلهء بنى سلمه مدينه ساكن بود و در همان شهر در حكومت معاوية بن ابى سفيان درگذشت .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 284 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد