( 1 ) پيامبر ( ص ) گله گزارى كرده است :
« به غنايمى رسيديم كه به سبب حمله من در آن صحرا بر دشمن فراهم آمد ، من سپاهيان را براى حملهء شبانه برمىانگيختم و هنگامى كه مردم مىآرميدند من نخسبيدم .
اكنون سهم من و سهم اسبم ( عبيد ) كمتر از سهم عيينة و اقرع است ، به من چهار شتر كوچك عطا شد به شمار چهار دست و پاى اسبم .
و حال آنكه بدر و حابس [ نام پدران عيينة و اقرع ] در انجمن از پدر من فراتر نبودند ، من در اين جنگ بسيار مدافع بودم و چندان عطايى داده نشدم .
من مردى پستتر از آن دو نبودم و كسى را كه تو امروز خوار فرمايى هرگز سرفراز نخواهد شد . [ 1 ] »
گويد : ابو بكر اين ابيات او را به اطلاع پيامبر ( ص ) رساند [ 2 ] . پيامبر به عباس بن مرداس فرمودند : تو گفتهاى كه « سهم من و اسبم عبيد ، كمتر از اقرع و عيينة است » ؟ ، ابو بكر به پيامبر گفت : پدر و مادرم فدايت باد اين چنين نسروده است . پيامبر پرسيدند چگونه سروده است ؟
ابو بكر گفت : گفته است از عيينة و اقرع . فرمودند : معنى يكى است حالا چه زيانى دارد كه من نخست اقرع را بگويم يا عيينة را . [ 3 ] ابو بكر گفت : پدرم فدايت باد كه تو نه شاعرى و نه شعر خوان و نه شايسته و سزاوار توست . پيامبر فرمودند : زبان او را از من كوتاه كنيد . گروهى ترسيدند و گفتند : فرمان داده شده كه عباس را مثله كنند ، ولى پيامبر ( ص ) يكصد شتر به او بخشيدند و برخى هم گفتهاند پنجاه شتر .
هامش
[ 1 ] .كانت نهابا تلافيتها * و كرّى على القوم بالاجرع
و حثّى الجنود لكى يدلجوا * اذا هجع القوم لم اهجع
فاصبح نهبى و نهب العبيد * بين عيينة و الاقرع
الا افائل اعطيتها * عديد قوائمه الاربع
و ما كان بدر و لا حابس * يفوقان مرداس فى المجمع
و قد كنت فى الحرب ذا تدرإ * فلم اعط شيا و لم امنع
و ما كنت دون امرى منهما * و من تصنع اليوم لا يرفع[ 2 ] . عباس بن مرداس در زمرهء شاعران است . ابن قتيبه در الشعر و الشعراء ، چاپ بيروت ، 1969 ، صفحات 218 و 632 دو بار شرح حال و ابياتى از او و از جمله چند بيت از همين ابيات را آورده است . اين ابيات را واقدى در مغازى ، ص 946 ، با اندك اختلافى در برخى كلمات كه صحيحتر هم به نظر مىرسد ، آورده است و در منابع ديگر هم نقل شده است - م .
[ 3 ] . پيامبر ( ص ) رعايت قافيه شعر را عمداً نفرمودند و تذكر ابو بكر به آن جهت است - م .