( 1 )
عمرو بن عاص
. . . و اين براى دين من بهتر است اما تو اى محمد [ 1 ] به چيزى اشاره مىكنى كه براى دنياى من بهتر و براى آخرت من زيانبار است و همانا با على بيعت شده است و او به سابقهء خود در اسلام مباهات مىكند و او مرا در هيچ كارى شركت نخواهد داد . و سپس عمرو عاص خطاب به غلام خود وردان گفت : بارها را ببند و حركت مىكنيم و خود و دو پسرش عبد الله و محمد حركت كردند و پيش معاوية بن ابى سفيان آمدند . عمرو با معاويه بيعت كرد كه از قاتلان عثمان خونخواهى كنند و ميان خود عهد نامهاى به شرح زير نوشتند :
« بسم الله الرحمان الرحيم . اين عهدنامهاى است كه در بيت المقدس پس از كشته شدن عثمان بن عفان ميان معاوية بن ابى سفيان و عمرو بن عاص بسته شده است و هر يك نسبت به ديگرى عهدهدار امانت شدند . ميان ما عهد و پيمان خدايى است كه يك ديگر را يارى دهيم و خير خواهى كنيم و نسبت به يك ديگر با خلوص رفتار كنيم و در راه خدا و اسلام چنين باشيم ، و نبايد هيچ كدام ديگرى را در هيچ مورد خوار و زبون سازد و يارى ندهد و نبايد هيچ يك نهانى و پوشيده كس ديگرى را مورد اعتماد خويش قرار دهد و نبايد فرزند و پدر ( خويشان و وابستگان ) تا هنگامى كه زندهايم و مىتوانيم مانع از اجراى مفاد اين عهدنامه ميان ما بشوند ، و چون مصر گشوده شد عمرو عاص بر همهء سرزمين مصر امير خواهد بود ، همچون امارتى كه امير المؤمنين به او داده بود . ميان ما خيرخواهى و همكارى و يارى دادن يك ديگر در قبال پيشامدها خواهد بود ، و معاويه بر عمرو عاص ميان مردم و در مورد همهء كارها امير خواهد بود تا آنكه خداوند امر اين امت را اصلاح و همگان را بر حكومت يك شخص متحد فرمايد . در آن هنگام هم ما دو تن به بهترين وجه و با حفظ بهترين رابطهء دوستى كار خود را انجام خواهيم داد ، با رعايت همهء شرطهايى كه در اين عهدنامه آمده است . » اين عهدنامه را وردان [ 2 ] به سال سى و هشتم هجرت نوشته است .
هامش
[ 1 ] . يعنى پسر كوچكتر عمرو عاص ، براى اطلاع بيشتر از گفتگوى عمرو عاص با دو پسر خود عبد الله و محمد به ترجمهء نهاية الارب ، ج 5 ، چاپ تهران ، 1364 ، ص 24 ، مراجعه فرماييد - م .
[ 2 ] . وردان ، از غلامان مشهور به زيركى و بسيار كارآمد بوده است . به نصر بن مزاحم ، وقعة صفين . چاپ عبد السلام محمد هارون ، مصر ، 1382 ق ، ص 35 مراجعه شود - م .