( 1 ) كرد و نامهء پيامبر ( ص ) را به او داد .
دحيه در تمام جنگهايى كه پس از جنگ بدر صورت گرفت همراه پيامبر ( ص ) بود و تا زمان حكومت معاوية بن ابى سفيان زنده ماند .
اصحاب پيامبر ( ص ) كه پيش از فتح مكه مسلمان شدند
خالد بن وليد
. . . در اين فكر بودم كسى را بيابم كه با او همراه باشم . عثمان بن طلحه را ديدم و به او گفتم كه چه قصدى دارم . او هم فورى پذيرفت و هر دو با هم بيرون آمديم ، ما آخر شب و نزديك سحر از مكه بيرون آمديم و چون به منطقهء هلّ رسيديم ناگاه به عمرو بن عاص برخورديم . او به ما سلام و خوشامد گفت . گفتيم : و بر تو سلام و خوشامد باد . پرسيد به كجا مىرويد ؟
چون به او خبر داديم ، گفت : من هم مىخواهم به حضور پيامبر بروم و مسلمان شوم . همگى همراه شديم و روز اول ماه صفر سال هشتم هجرت به مدينه رسيديم . همين كه چشم من به پيامبر ( ص ) افتاد بر آن حضرت به پيامبرى سلام دادم . با چهرهء گشاده پاسخ فرمود و من شهادت حق بر زبان آوردم و مسلمان شدم . پيامبر ( ص ) فرمودند : من براى تو عقل و خردى مىديدم و اميدوار بودم كه تو را به خير و نيكى هدايت خواهد كرد ، و من با رسول خدا بيعت كردم و گفتم : از خداوند در مورد كارهايى كه من براى جلوگيرى از اسلام انجام دادهام آمرزش خواهى فرماييد . فرمودند : اسلام همهء گناهان گذشته را پنهان مىكند و از ميان مىبرد . گفتم : اى رسول خدا با وجود اين براى من آمرزش خواهى فرماييد . پيامبر عرضه داشت : پروردگارا همهء كارها و گناهان خالد را كه براى جلوگيرى از اسلام و بستن راه تو انجام داده است عفو فرماى .
خالد مىگويد : در اين هنگام عمرو عاص و عثمان بن طلحه هم مسلمان شدند و بيعت كردند . به خدا سوگند از روزى كه من مسلمان شدم ، پيامبر ( ص ) در مورد كارهايى كه نسبت به اصحاب خود انجام مىداد هيچ كس را بر من ترجيح نمىدادند و ميان من و ديگران فرقى نمىگذاردند .
هامش
[ ] دائرة المعارف اسلام ج 9 ، ص 105 ترجمهء عربى آن مراجعه فرماييد - م .