تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
( 1 ) كه كشته شد . پيامبر ( ص ) كنار جسد آن دو ايستادند و خطاب به پيكر وهب فرمودند : خداى از تو راضى باد كه من از تو راضى هستم و با وجود آنكه پيامبر ( ص ) سخت مجروح بود و ايستادن بر آن حضرت دشوار بود برپا ايستادند و همچنان ايستاده بودند تا جسد وهب بن قابوس مزنى را در گور نهادند . بر تن او بردى با راههاى سرخ بود كه او را با همان جامه به خاك سپردند و پيامبر ( ص ) به دست خويش آن برد را بر سر او كشيدند كه در نتيجه پاهايش از نيمهء ساق برهنه ماند . گويد : پيامبر ( ص ) دستور فرمودند بوته‌هاى سپنج جمع كرديم و در همان حال كه او در گور بود بر پاهايش ريختيم و سپس پيامبر از كنار گور او برگشتند . عمر بن خطاب و سعد بن ابى وقاص مىگفته‌اند : بهترين وضعى كه دوست مىداريم خدا را در آن وضع ملاقات كنيم و بميريم همين حال و وضع وهب بن قابوس مزنى است .

عمرو بن امية

ابن خويلد بن عبد الله بن اياس بن عبد بن ناشرة بن كعب بن جدىّ بن ضمرة بن بكر بن عبد منات بن كنانة . همسرش سخيلة دختر عبيدة بن حارث بن مطلب بن عبد مناف بن قصىّ است كه براى او چند فرزند زاييد . عمرو بن اميه در جنگهاى بدر و احد همراه مشركان بود و هنگامى كه مشركان از جنگ احد برگشتند مسلمان شد . عمرو مردى شجاع بود و در جنگها پيشتاز و كنيه‌اش ابو اميه بود و او همان است كه ابو قلابه جرمى از او روايت نقل مىكند . عبد الله بن نمير از اوزاعى ، از يحيى بن ابى كثير ، از ابو قلابه ضمن حديثى كه از پيامبر ( ص ) نقل مىكرده گفته است * پيامبر ( ص ) به عمرو بن اميه مىفرموده‌اند : اى ابو امية . محمد بن عمر واقدى مىگويد : نخستين جنگى كه عمرو بن اميه پس از سلام خود در آن شركت كرد ، جنگ بئر معونه بود و اين جنگ در ماه صفرى كه سى و ششمين ماه هجرت بود اتفاق افتاد . در آن روز افراد قبيلهء بنى عامر او را اسير كردند . عامر بن طفيل به او گفت : مادرم نذر داشته است كه برده‌اى آزاد كند تو را از سوى او آزاد مىكنم ، و موهاى جلو پيشانى او را بريد . او به مدينه آمد و خبر كشته شدن همراهان خود را به اطلاع پيامبر رساند . پيامبر فرمودند : فقط تو يك تن از ميان آن جمع رهايى يافتى و چون آنان كشته نشدى . عمرو بن اميه هنگامى كه از جنگ بئر معونه برمىگشت نزديك مدينه به دو مرد از بنى كلاب