( 1 ) جانشينى خود گماشت .
عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از جابر نقل مىكند كه مىگفته است * از عامر پرسيدم آيا شخص كور مىتواند امام جماعت باشد ؟ گفت : مگر پيامبر ( ص ) ابن ام مكتوم را به جانشينى خود در مدينه نگماشتند .
محمد بن عمر واقدى از عبد الله بن نوح حارثى ، از ابو عفير يعنى محمد بن سهل بن ابى حثمة نقل مىكند * پيامبر ( ص ) هنگامى كه براى جنگ قرقرة الكدر با بنى سليم و غطفان بيرون رفت ، ابن ام مكتوم را بر مدينه گماشت و ابن ام مكتوم با مردم مدينه نماز جمعه مىگزارد و كنار منبر و در حالى كه منبر سمت چپ او قرار داشت براى مردم خطبه مىخواند . همچنين در جنگ با بنى سليم در منطقهء بحران و قرع و نيز در جنگ احد و جنگهاى حمراء الاسد و بنى نضير و خندق و بنى قريظه و بنى لحيان و غابة و ذو قرد و هم در عمره حديبيه او را به جانشينى خويش در مدينه گماشت .
محمد بن عمر واقدى از اسامة بن زيد ليثى ، از عبد الله بن يزيد وابستهء اسود ، از محمد بن عبد الرحمان بن ثوبان ، از زيد بن ثابت نقل مىكند * پيامبر ( ص ) مىفرمودهاند : ابن ام مكتوم هنوز شب است كه اذان مىگويد ، بخوريد و بياشاميد تا هنگامى كه بلال اذان بگويد .
قبيصة بن عقبه از يونس بن ابى اسحاق ، از ابى اسحاق ، از عبد الله بن معقل نقل مىكند * ابن ام مكتوم در مدينه به خانهء زنى يهودى كه عمهء مردى از انصار بود منزل كرد . آن زن در عين حال كه با ابن ام مكتوم مهربان بود ، ولى به خدا و رسول خدا دشنام مىداد . ابن ام مكتوم او را زد و كشت . شكايت پيش پيامبر بردند . ابن ام مكتوم گفت : اى رسول خدا به خدا سوگند هر چند با من مهربان بود ، ولى با دشنام دادن به خدا و رسول خدا مرا آزار مىداد .
و او را زدم و كشتم . پيامبر فرمود : خدا او را از رحمت خويش دور دارد كه خود خون خويش را تباه كرد .
عبيد الله بن موسى مىگويد اسرائيل ، از زياد بن فياض ، از ابو عبد الرحمان نقل مىكند * چون اين آيه نازل شد : « هرگز مؤمنانى كه از جنگ باز مىنشينند برابر با مجاهدان نيستند . »
ابن ام مكتوم عرضه داشت : پروردگارا من چه كنم ؟ و نازل شد كه « مؤمنان بدون عذر » [ 1 ]
هامش
[ 1 ] . آيهء 95 سورهء چهارم - نساء - م .