تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
( 1 ) دور است و من كورم در عين حال بانگ اذان را مىشنوم . فرمودند : چون بانگ اذان را شنيدى هر گونه كه هست هر چند افتان و خيزان خود را به مسجد برسان . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از زياد بن فياض ، از ابراهيم نقل مىكند * ابن ام مكتوم به حضور پيامبر ( ص ) آمد و از عصا كش خود گله كرد . و گفت : ميان من و مسجد فاصله است و در راه چند درخت است . پيامبر فرمودند : اقامه را مىشنوى ؟ گفت : آرى . اجازه نداد كه در نماز جماعت شركت نكند . يحيى بن عباد از يعقوب بن عبد الله ، از عيسى بن جاريه ، از جابر بن عبد الله انصارى نقل مىكند * پيامبر دستور فرمودند سگهاى مدينه را بكشند . ابن ام مكتوم به حضورشان آمد و گفت : اى رسول خدا خانهء من دور افتاده و من كورم ، سگى دارم . پيامبر ( ص ) چند روزى به او اجازه دادند و سپس به او فرمودند سگش را از بين ببرد . ابو معاويه ضرير از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند * پيامبر ( ص ) همراه گروهى از مردان قريش نشسته بود از جمله عتبة بن ربيعه و تنى چند از سران قريش حضور داشتند . پيامبر ( ص ) به آنان مىفرمود : آيا اين سنت‌ها كه من آورده‌ام پسنديده نيست ؟ و آنان مىگفتند : چرا سوگند به خونها . در اين حال ابن ام مكتوم آمد و پيامبر ( ص ) سرگرم با آنان بود . ابن ام مكتوم از چيزى پرسيد و پيامبر ( ص ) روى از او برگرداندند و خداوند اين آيات را نازل فرمود : « عبوس و ترشرو گشت ، چون آن مرد نابينا به حضورش آمد . » يعنى ابن ام مكتوم ، « اما آنكه ثروتمند است . » يعنى عتبه و يارانش « تو به او توجه مىكنى و آن كس كه به سوى تو مىشتابد و او از خدا مىترسد از توجه به او خوددارى مىكنى . » يعنى ابن ام مكتوم . [ 1 ] يزيد بن هارون از جويبر ، از ضحاك دربارهء اين آيات مىگويد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) سرگرم دعوت مردى از قريش به اسلام بود . در اين هنگام ابن ام مكتوم كه كور بود آمد و شروع به سؤال كردن از پيامبر ( ص ) كرد . پيامبر چهره ترش كرد و روى از او برگرداند و به همان مرد روى آورد و هر چه ابن ام مكتوم پرسيد پيامبر ( ص ) همچنان روى از او برگرداند . خداوند در اين مورد بر پيامبر عتاب كرد و آن آيات را نازل فرمود . چون اين آيات نازل شد ، پيامبر ( ص ) او را فراخواند و گرامى داشت و دو بار او را در مدينه به
هامش
[ 1 ] . در اين مورد از دير باز ميان علما و مفسران بزرگ شيعه با اهل سنت اختلاف است ، براى اطلاع بيشتر به بحث شيخ طوسى در تفسير تبيان ، ج 10 ، صفحات 268 - 270 و به تفسير برهان ، ج 4 ، قم ، 1394 ، ص 8 - 427 مراجعه شود - م .