( 1 ) موهاى مرا سپيد كرد و حال آنكه همسالان من موهايشان سپيد نشده است و سرم چون نخلهاى لخت است
لفقد المصطفى بالنّور حقّا * رسول اللّه ما لك من ضريب
در فقدان آن كسى كه براى نور حق برگزيده شده است . رسول خدا كه تو را همتايى و مانندى نيست
كريم الخيم أروع مضرحىّ * طويل الباع منتجب نجيب
آن كس كه بزرگ منش و شجاع و سرور و بخشنده و برگزيده و نژاده است
ثمال المعدمين و كلّ جار * و مأوى كلّ مضطهد غريب
پناهگاه بينوايان و همه پناهندگان و درماندگان غريب
فإمّا تمسن فى جدث مقيما * فقدما عشت ذا كرم و طيب
اكنون اگر چه در گور قرار گرفتى ، ولى از دير باز با كرم و خوشخويى زيستى
و كنت موفّقا فى كلّ أمر * و فيما ناب من حدث الخطوب
در هر كارى پيروز كار بودى و در پيشآمدها و گرفتاريها نيز .
همچنين صفيّه دختر عبد المطلّب اين ابيات را سرود :
عين جودى بدمعة تسكاب * للنّبىّ المطهّر الأوّاب
اى چشم من ، با اشك ريزان خود بر پيامبر پاكيزه و خداجوى بگرى
و اندبى المصطفى فعمّى و خصّى * بدموع غزيرة الأسراب
بر مصطفى گريه و ندبه كن ، بيشتر از همگان با اشكهاى جارى و ريزان
عين من تندبين بعد نبىّ * خصّه اللّه ربّنا بالكتاب
اى چشم من ، پس از پيامبرى كه خداوند ما او را با كتاب خود مخصوص داشته است ، بر چه كسى مىگريى ؟
فاتح خاتم رحيم رؤوف * صادق القيل طيّب الأثواب
پيامبر گشاينده و خاتم و مهربان و بخشندهء راست گفتار نيكو خصال
مشفق ناصح شفيق علينا * رحمة من إلهنا الوهّاب
بر آن مهربان خير خواه مهرورز كه رحمتى از سوى خداوند بخشنده بود
رحمة اللّه و السّلام عليه * و جزاه المليك حسن الثّواب
سلام و رحمت خدا بر او باد و پروردگار پسنديدهترين پاداش را به او دهاد .