تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
( 1 )
أبلج صادق السّجيّة عفّ * صادق الوعد منتهى الرّوّاد
درخشنده چهرهء پارساى نيك خلق و راست وعده ، كه همگان هر چه خواهند ، از او خواهند
عاش ما عاش فى البريّة برّا * و لقد كان نهبة المرتاد
تا زنده بود ميان جمله مردم نيك رفتار بود و مايهء اميد و غنيمت هر جوينده
ثمّ ولّى عنّا فقيدا حميدا * فجزاه الجنان ربّ العباد
از ميان ما رخت بر بست و پسنديده سيرت بود و همگان بر او گريستند ، پروردگار بندگان بهشت برين را بر او پاداش دهاد . و هند دختر حارث بن عبد المطلّب پيامبر ( ص ) را با اين ابيات مرثيه گفت :
يا عين جودى بدمع منك و ابتدرى * كما تنزّل ماء الغيث فانثعبا
اى چشم بگرى و اشك ببار همچنان كه آب از ابر فرو مىبارد و جارى مىشود
أو فيض غرب على عاديّة طويت * فى جدول خرق بالماء قد سربا
يا همچون ريزش آب مشك بر دهانهء چاه كهنه‌اى كه آب در جدول آن جارى است
لقد أتتنى من الأنباء معضلة * أنّ ابن آمنة المأمون قد ذهبا
مرا خبرهايى سخت و پيچيده رسيده كه پسر امين آمنه در گذشته است
أنّ المبارك و الميمون فى جدث * قد الحفوه تراب الأرض و الحدبا
گويند آن فرخندهء مبارك را در گور نهاده و بر او خاك زمين و گل ريخته‌اند
أليس أوسطكم بيتا و أكرمكم * خالا و عمّا كريما ليس مؤتشبا
مگر او از لحاظ خاندان و دايى و عمو از جملگى شما برتر و گرامىتر نيست ؟ آرى در نسب او هيچ نقطهء ضعفى نيست . همو گويد * هند دختر اثاثة بن عبّاد بن عبد المطلّب بن عبد مناف ، خواهر مسطح بن اثاثة با اين ابيات پيامبر ( ص ) را مرثيه گفت :
أشاب ذؤابتى و أذلّ ركنى * بكاؤك فاطم الميت الفقيدا
اى فاطمه گريهء تو بر اين در گذشتهء بزرگوار زلف مرا سپيد و اركانم را ناتوان كرد
فأعطيت العطاء فلم تكدّر * و أخدمت الولائد و العبيدا
تو عطا كردى بى آنكه آن را به منتى آلوده كنى و جمله كنيزان و بردگان را خدمت
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 315 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد