تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
( 1 )
و يبكيك ركب إذا أرملوا * فلم يلف ما طلب الطّلّب
مسافران سرگشته و در راه مانده همه بر تو مىگريند و هر چه جويندگان بجويند ، جبران نمىشود
و تبكى الأباطح من فقده * و تبكيه مكّة و الأخشب
همه ريگزارها و مردم مكه و كوهساران أخشب بر فقدان محمد مىگريند
و تبكى وعيرة من فقده * بحزن و يسعدها الميثب
دژهاى استوار از مرگ او به اندوه مىگريند و فلاتها و ريگزارها هم
فعينى ما لك لا تدمعين * و حقّ لدمعك يستسكب
اى چشم من ، چرا اشك نمىبارى و حال آنكه شايسته است اشك تو فرو بارد . همچنين صفيّه اين ابيات را سرود :
أ عينىّ جودا بدمع سجم * يبادر غربا بما منهدم
اى دو چشم من اشك ريزان خود را همچون دهانهء مشك بر آن كه از پاى افتاده است ، فرو باريد
أ عينىّ فاستحنفرا و اسكبا * بوجد و حزن شديد الألم
اى دو چشم من ، فراوان و پيوسته بگرييد ، با اندوه و حزنى درد آور
على صفوة اللّه ربّ العباد * و ربّ السّماء و بارى النّسم
بر برگزيدهء خداوندى كه پروردگار بندگان و آسمان و پرورش دهندهء ارواح است
على المرتضى للهدى و التّقى * و للرّشد و النّور بعد الظّلم
بر كسى كه براى پرهيزگارى و هدايت و ارشاد و روشنايى پس از ظلمت برگزيده شده است
على الطّاهر المرسل المجتبى * رسول تخيّره ذو الكرم
بر رسول گزيده و پاك كه خداوند كريم او را برگزيدهء است . همچنين صفيّه در مرثيهء پيامبر ( ص ) سرود :
أرقت فبت ليلى كالسّليب * لوجد فى الجوانح ذى دبيب
چون پاكباختگان ، از اندوهى به كردار طوفان كه در سينه مىخروشد ، شب زنده‌دار ماندم
فشيّبنى و ما شابت لداتى * فأمسى الرّأس منّى كالعسيب