( 1 )
لأمر هدّنى و أذلّ ركنى * و شيّب بعد جدّتها قرونى
مىگريم بر واقعهاى كه مرا در هم شكست و خوار كرد و موهاى سياه سرم را سپيد كرد .
اين اشعار را نيز اروى سرود :
ألا يا رسول اللّه كنت رجاءنا * و كنت بنا برّأ و لم تك جافيا
اى رسول خدا ، تو اميد ما بودى و به ما سخت مهربان بودى و هرگز ستمگر نبودى
و كنت بنا رءوفا رحيما نبيّنا * ليبك عليك اليوم من كان باكيا
براى ما مهربان و پر محبت و پيامبر بودى و امروز بايد هر كس مىگريد بر تو بگريد
لعمرك ما أبكى النّبىّ لموته * و لكن لهرج كان بعدك آتيا
به جان تو سوگند كه نه بر مرگ پيامبر كه بر نابسامانى كه پس از تو خواهد آمد مىگريم
كأنّ على قلبى لذكر محمّد * و ما خفت من بعد النّبىّ المكاويا
گويى در قلب من ، از ياد محمد و بر آنچه پس از او مىترسيم ، كورههاى آتش است
أفاطم صلّى اللّه ربّ محمّد * على جدث أمسى بيثرب ثاويا
اى فاطمه ، خداوند كه پروردگار محمد است ، بر گور او كه در مدينه به خاك رفت درود فرستد
أبا حسن فارقته و تركته * فبكّ بحزن آخر الدّره شاجيا
اى ابا حسن [ على عليه السّلام ] از پيامبر جدا شدى و او را رها كردى ، پس تا پايان روزگار با اندوه و زارى بر او بگرى
فدا لرسول اللّه أمّى و خالتى * و عمّى و نفسى قصرة ثمّ خاليا
جان بى ارزشم و مادرم و خاله و عمو و داييم همگان فداى رسول خدا
صبرت و بلّغت الرّسالة صادقا * و قمت صليب الدّين أبلج صافيا
صبر و شكيبايى كردى و صادقانه رسالت خود را تبليغ فرمودى و در دين خود سخت استوار و صاف و نورانى بودى
فلو أنّ ربّ النّاس أبقاك بيننا * سعدنا و لكن أمرنا كان ماضيا
اگر پروردگار مردم تو را ميان ما مىگذاشت سعادتمند بوديم ولى كار ما گذشته