تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
( 1 ) عرض ، اما آنچه كه در مورد گريهء مردم گفتى من در مجلسى كه گروهى از پسران اصحاب رسول خدا ( ص ) از جمله ابو سلمة بن عبد الرحمن بن عوف و ابو امامه بن سهل بن حنيف و خارجة بن زيد بن ثابت بودند حضور داشتم و آنان آن قدر گريستند كه ريشهايشان خيس شد ، و ابو امامه مىگفت : اى كاش اين خانه‌ها را به حال خود مىگذاشتند و خراب نمىكردند تا شايد مردم در ساختمان كردن كوتاه مىآمدند و مىديدند خداوند براى پيامبر خود چه مقدار بهرهء دنيايى قرار داده است با آنكه كليدهاى گنجهاى جهان همه در دست آن حضرت بوده است . واقدى از عبد الله بن عامر اسلمى نقل مىكند كه مىگفته است * ابو بكر بن حزم در حالى كه در محل نماز خواندن خود كنار ستون نزديك قبر پيامبر ايستاده بود به من گفت : اينجا خانهء زينب دختر جحش است كه پيامبر ( ص ) در آن نماز مىگزاردند و از اينجا تا محل خانهء زينب دختر جحش است كه پيامبر ( ص ) در آن نماز مىگزاردند و از اينجا تا محل خانهء كنونى اسماء دختر حسن بن عبد الله بن عبيد الله بن عباس و تا كنارهء مسجد محل خانه‌هاى پيامبر ( ص ) است كه من ديده بودم با شاخهاى خرما ساخته و فواصل آنها از گل آكنده شده بود و پرده‌هاى مويين داشت . قبيصة بن عقبة از نجاد بن فرّوخ يربوعى ، از قول پير مردى از اهل مدينه نقل مىكرد كه مىگفته است * حجره‌هاى پيامبر ( ص ) را پيش از آنكه خراب كنند ديده بودم شاخهاى خرمايى بود كه بالاى آن سفره‌هاى چرمى انداخته بودند . خالد بن مخلد از داود بن شيبان نقل مىكرد كه مىگفت * حجره‌هايى همسران رسول خدا را ديدم كه بر سقف آنها چادر مويين بود . محمد بن مقاتل مروزى از عبد الله بن مبارك ، از حريث بن سائب ، از حسن نقل مىكند كه مىگفته است * به روزگار خلافت عثمان داخل خانه‌هاى همسران پيامبر ( ص ) مىرفتم و به راحتى دست من به سقف آنها مىرسيد .

صدقات رسول خدا ( ص ) : ( اوقاف )

واقدى از صالح بن جعفر ، از ميسور بن رفاعة ، از محمد بن كعب نقل مىكند كه مىگفته است * نخستين صدقه در اسلام وقفى بود كه پيامبر ( ص ) فرمود ، و چنان بود كه مخيريق يهودى هنگام جنگ احد وصيت كرده بود كه اگر كشته شدم تمام اموال من از رسول خدا