( 1 ) در آن هنگام چكاره بودى ؟ گفت : تير مىتراشيدم و به آن پر مىزدم . [ 1 ]
عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از وهب سوائى كه همان ابو جحيفة است نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) را ديدم و زير لب پايينى ايشان به اندازهء انگشتى كه بر چانه نهند سپيد بود .
فضل بن دكين از شريك ، از ابو اسحاق ، از ابو جحيفة نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) را ديدم در حالى كه چانهء آن حضرت موى سپيد داشت .
مسلم بن ابراهيم از قاسم بن فضل نقل مىكند كه مىگفته است * محمد بن على - ظاهرا مقصود محمد بن حنفيه فرزند حضرت امير المؤمنين على است - را ديدم ، او ميان افراد قبيلهء زبيد به صلت و موهاى سپيدى كه در چانهاش بود نگريست و گفت موهاى سپيد چانهء رسول خدا هم اين چنين بود ، و صلت از اين موضوع سخت خوشحال شد .
يعلى بن عبيد از حجّاج بن دينار بن محمد بن واسع نقل مىكند * به پيامبر ( ص ) عرض شد : پيرى و موى سپيدى زود به سراغ شما آمد ، فرمود : آرى سورهء هود و نظاير آن مرا پير كرد . [ 2 ]
عثمان بن عمر مىگويد يونس از زهرى ، از ابو سلمة نقل مىكرد * به رسول خدا عرض شد ، موى سپيد در سر شما مىبينيم ، فرمود : چرا موهايم سپيد نشود و حال آنكه سورهء هود و سورهء اذا الشمس كوّرت را مىخوانم .
محمد بن اسماعيل بن ابو فديك از على بن ابو على ، از جعفر بن محمد ( ع ) ، از پدرش نقل مىكند كه مىفرمود * مردى به پيامبر ( ص ) عرض كرد ، عمر من از شما بيشتر و شما بهتر و نكوتر از من هستيد چرا موهايتان سپيد شده است ؟ فرمود : سورهء هود و نظاير آن و آنچه بر سر امتهاى پيش از من آمده است موى مرا سپيد كرد .
عبيد الله بن موسى از شيبان و اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از عكرمة ، از ابن عباس نقل مىكند * ابو بكر به پيامبر ( ص ) گفت : اى رسول خدا مىبينم كه موهايت سپيد شده است ، فرمود : آرى سورهء هود و واقعه و مرسلات و عمّ و اذا الشمس كورت مرا پير كرد .
فضل بن دكين و عبد الوهاب بن عطاء هر دو از طلحة بن عمرو ، از عطاء نقل مىكنند * يكى از ياران پيامبر ( ص ) گفت : اى رسول خدا موهاى شما زود سپيد شد ، فرمود : آرى
هامش
[ 1 ] . اين شغل نمودار تعيين سن او هم هست كه قاعدتا نوجوانى بوده است . - م .
[ 2 ] . در متن نام سورهء هود نيامده است و آيهء اول آن سوره ذكر شده است . - م .