( 1 ) مىگفته است * پيامبر ( ص ) رحلت فرمود در حالى كه در سر و ريش او بيست تار موى سپيد هم نبوده است .
فضل بن دكين و عفان بن مسلم و عمرو بن عاصم كلابى ، همگى از همام بن يحيى ، از قتادة نقل مىكنند كه مىگفته است * از انس بن مالك پرسيدم آيا رسول خدا ( ص ) خضاب مىبست ؟ گفت : موهاى سپيد پيامبر ( ص ) آن اندازه نبود مقدار كمى در دو شقيقهاش بود .
حجّاج بن نضير از محمد بن عمرو ، از محمد بن سيرين نقل مىكند * از انس بن مالك پرسيدم آيا پيامبر ( ص ) خضاب مىبست ؟ گفت : نه موهاى سپيد آن حضرت آن قدر نبود ولى ابو بكر خضاب مىبست ، ابن سيرين مىگويد ، از آن روز خضاب بستم .
محمد بن مقاتل از عبد الله بن مبارك ، از مثنّى بن سعيد ، از قتادة ، از انس نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) هيچ گاه خضاب نفرمود ، كه سپيدى موى آن حضرت در جلو ريش و اندكى در چانه بود و چند تارى پراكنده در سركه ديده نمىشد ، مثنى ضمن اين روايت مىگفته است و مقدارى در شقيقهها .
محمد بن صباح از اسماعيل بن زكرياء ، از عاصم ، از ابن سيرين نقل مىكند كه مىگفته است * از انس بن مالك پرسيدم آيا رسول خدا خضاب مىبست ؟ گفت : نه سپيدى مويش در حدى كه خضاب لازم داشته باشد نرسيد ، در ريش ايشان چند تار موى كوتاه سپيد بود .
عارم بن فضل از حماد بن سلمة ، از قول سماك بن حرب مىگويد * از جابر بن سمرة سؤال شد آيا موهاى رسول خدا سپيد شد ؟ گفت : در سر و ريش رسول خدا ( ص ) موى سپيدى نبود جز چند تار مويى در فرق سرش كه آن هم هر گاه روغن مىماليد ديده نمىشد و زير روغن پوشيده مىشد .
ابو داود سليمان طيالسى از شعبة ، از سماك نقل مىكند * از جابر بن سمرة در مورد موهاى سپيد پيامبر ( ص ) سؤال شد ، گفت : هر گاه روغن بر سر خود مىماليد ديده نمىشد و هر گاه روغن نزده بود آشكار مىشد .
عبيد الله بن موسى و فضل بن دكين از اسرائيل ، از سماك بن حرب نقل مىكردند از جابر بن سمرة شنيده كه مىگفته است * مقدار كمى از موهاى جلو سر و ريش رسول خدا ( ص ) سپيد شده بود و هر گاه روغن و شانه مىزد ديده نمىشد و هر گاه ژوليده موى بود ديده مىشد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 412
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤١٢