( 1 ) وكيع بن جراح از سفيان ، از ايوب سختيانى از يوسف بن طلق بن حبيب نقل مىكند * روزى سلمانى مشغول اصلاح موهاى سبيل رسول خدا بود ، موى سپيدى در ريش ايشان ديد و خواست آن را بزند پيامبر ( ص ) دستش را گرفتند و فرمودند ، هر كس در اسلام مويى سپيد كند روز قيامت آن موى سپيد براى او پرتوى خواهد بود .
عمرو بن هيثم و يحيى بن حليف بن عقبة ، از هشام دستوائى ، از قتاده نقل مىكردند كه مىگفته است * از سعيد بن مسيب پرسيدم آيا رسول خدا خضاب مىبست ؟ گفت :
موهاى ايشان به آن اندازه سپيد نشده بود .
فضل بن دكين از ابو الاحوص ، از اشعث بن سليم نقل مىكرد كه مىگفته است * شنيدم پير مردى از بنى كنانه مىگفت : رسول خدا ( ص ) را در بازار ذو المجاز ديدم كه موهاى پيچيده داشت و تمام موهاى سر و ريش او كاملا سياه بود .
محمد بن عمر واقدى از بكير بن مسمار ، از زياد آزاد كردهء سعد نقل مىكرد * از سعد بن ابى وقاص پرسيدم آيا رسول خدا خضاب مىبست ؟ گفت : نه و اهتمامى هم به آن كار نداشت كه مقدار كمى موى سپيد در چانه و جلو سر ايشان بود كه اگر مىخواستم بشمرم مىتوانستم .
واقدى از عمرو بن عقبة بن ابو عايشه اسلمى ، از منذر بن جهم ، از هيثم بن دهر اسلمى نقل مىكرد كه مىگفت * موهاى سپيد پيامبر ( ص ) را ديدم در چانه و جلو سر قرار داشت دقت كردم و شمردم سى تار مو بود .
همچنين واقدى از فروة بن زبيد ، از بشير آزاد كردهء مازنىها نقل مىكرد كه مىگفته است * از جابر بن عبد الله پرسيدم آيا رسول خدا ( ص ) خضاب مىبست ؟ گفت : نه سپيدى موى ايشان چنان نبود كه نياز به خضاب داشته باشد ، چند مويى در چانه و جلو سر سپيد بود كه اگر مىخواستيم بشمريم ، مىشمرديم .
يزيد بن هارون از جرير بن عثمان نقل مىكرد * به عبد الله بن بشر گفته است آيا پيامبر ( ص ) پير مرد و سپيدى موى شده بود ؟ و او گفته است : پيامبر ( ص ) از اين جوانتر بود ، آرى چند تار موى سپيد در ريش در قسمت چانه داشت .
فضل بن دكين و حسن بن موسى اشيب و موسى بن داود همگى از قول زهير بن معاويه ، از ابو اسحاق ، از ابو جحيفة نقل مىكنند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) را ديدم و اين قسمت از چهرهاش موهايش سپيد بود و دست بر چانه خود نهاد ، به ابو جحيفة گفتند : تو
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 413
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤١٣