تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
( 1 ) در حالى ديدم كه سلمانى سرش را مىتراشيد و اصحاب آن حضرت را احاطه كرده بودند و مىخواستند موهاى پيامبر در دستهاى ايشان فرو ريزد .

موهاى سپيد رسول خدا ( ص )

اسماعيل بن ابراهيم اسدى و يزيد بن هارون و ابو ضمرة انس بن عياض ليثى و معاذ بن معاذ عنبرى و محمد بن عبد الله انصارى همگى از قول حميد طويل نقل مىكردند كه مىگفت * از انس بن مالك پرسيدند آيا رسول خدا ( ص ) خضاب مىكرد ؟ گفت : خداوند او را با موى سپيد معيوب نكرده بود و چندان موى سپيد نداشت كه نياز به خضاب بستن داشته باشد . اسماعيل و يزيد در اين روايت اضافه مىكردند كه فقط چند تار موى سپيد در جلو ريش پيامبر ( ص ) وجود داشت . همچنين حميد و يزيد با دست خود به جلو ريش خود اشاره مىكردند ، و معاذ در اين روايت افزوده است كه شمار تارهاى موى سپيد پيامبر ( ص ) به بيست نمىرسيد . موسى بن داود از زهير ، از حميد طويل ، نقل مىكرد * از انس بن مالك پرسيده شد آيا رسول خدا ( ص ) خضاب مىبست ؟ گفت : شمار موهاى سپيدش كمتر از آن بود كه نيازى به خضاب داشته باشد ، موهاى سپيد ريش آن حضرت به بيست نمىرسيد . زهير مىگويد ، مردى كه طرف راست حميد ايستاده بود گفت : شمار آنها هفده تار بود و دستش را بر چانه‌اش نهاد . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ثابت نقل مىكند * به انس گفته شد آيا موهاى رسول خدا ( ص ) سپيد شده بود ؟ گفت : خداوند او را با موهاى سپيد معيوب نكرده بود در تمام سر و ريش او غير از هفده يا هيجده موى سپيد وجود نداشت . سليمان بن حرب و عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از ثابت بنانى نقل مىكنند كه مىگفته است * از انس در مورد خضاب رسول خدا ( ص ) پرسيدند ، گفت : رسول خدا چندان موى سپيد نداشت كه نيازى به خضاب داشته باشد ، سليمان ضمن اين حديث مىگويد : مجموعا چند تار موى سپيد در ريش پيامبر وجود داشت كه اگر مىخواستى مىتوانستى بشمرى . عارم هم فقط با تفاوت الفاظ همين را مىگويد . انس بن عياض از ربيعة بن ابو عبد الرحمن نقل مىكند كه از انس بن مالك شنيده كه