تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
( 1 ) پسر كعب بن عجرة ، از پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * خود ديدم كه پيامبر ( ص ) با سه انگشت غذا مىخورد ، انگشت شهادت و دو انگشت در دو طرف آن . و سپس ديدم پيش از اينكه انگشتان خود را بشويد آنها را ليسيد ، نخست انگشت شهادت و سپس انگشت وسطى و بعد انگشت ابهام را . عتّاب بن زياد از عبد الله بن مبارك ، از يحيى بن ايوب و او از عبيد الله بن زحر ، از على بن يزيد ، از قاسم ، از ابو امامة نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) مىفرمود : خداوند پيشنهاد فرمود كه تمام وادى مكه را براى من مبدل به طلا كند و در اختيارم باشد . عرض كردم : نه ، پروردگارا ميل دارم روزى گرسنه باشم و روزى سير تا هنگام گرسنگى به درگاه تو زارى كنم و بيشتر به ياد تو باشم و به هنگام سيرى تو را ستايش و سپاس گويم .

بيان برخى از خويهاى پسنديده پيامبر ( ص )

مسلم بن ابراهيم از حارث بن عبيده و از ثابت و ابو عمران جونى ، از انس بن مالك نقل مىكرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) مرا براى انجام كارى فرستاد ، گروهى از كودكان را ديدم و با ايشان نشستم و پيامبر ( ص ) آمد و به كودكان سلام داد . عبد الله بن محمّد بن ابو شيبة از وكيع ، از داود بن ابو عبد الله ، از عبد الله بن جدعان ، از مادر بزرگش ، از ام سلمه نقل مىكند * پيامبر ( ص ) كنيزكى را براى انجام كارى فرستاد كه تأخير كرد و دير بازگشت ، پيامبر ( ص ) فرمود : اگر موضوع قصاص نبود تو را با اين چوبهء مسواك تنبيه مىكردم ! عبد الله بن صالح بن مسلم از مندل ، از حسن بن حكم ، از انس نقل مىكند كه مىگفته است * ده سال خدمتكارى رسول خدا ( ص ) را انجام دادم ، هرگز نديدم زانوى او جلوتر از زانوى همنشين او باشد و هر كس كه با او مصافحه مىكرد و دست مىداد ، هيچ گاه آن حضرت نخست دست خود را بيرون نمىكشيد تا آن شخص دست خود را كنار بكشد و هر كس با او مىايستاد هرگز ايشان از او جدا نمىشد تا آنكه او خود برود و هرگز در موردى نفرمود اين كار را چرا انجام دادى ، حتى هيچ گاه به طريق استفهامى نپرسيد كه فلان كار را انجام دادى يا چرا چنين كردى ؟ و من همهء عطرها را بوييده‌ام هيچ بويى بهتر از بوى بدن رسول خدا نبوييده‌ام و هر كس سر خود را نزديك گوش پيامبر مىآورد هيچ گاه سر خود را