( 1 ) عكرمة نقل مىكرد * چون مردى پيش رسول خدا مىآمد و او را خوشرو و شاد مىديد دستش را مىگرفت .
هاشم بن قاسم از ابو معشر ، از سعيد مقبرى نقل مىكند * پيامبر ( ص ) چون كارى را شروع مىكرد آن را به انجام مىرساند و چنان نبود كه قسمتى از آن را انجام دهد و قسمتى را بگذارد يا آنكه يك دفعه انجام دهد و يك دفعه انجام ندهد .
بيان چگونگى راه رفتن پيامبر ( ص )
حجاج بن محمد اعور و موسى بن داود از ابو اسرائيل ، از سيّار نقل مىكردند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) بدون اينكه ناتوان و خسته شود همچون بازاريها راه مىپيمود .
يزيد بن هارون از ابن عون ، از ابو محمد عبد الرحمن بن عبيده ، از ابو هريرة نقل مىكند كه مىگفته است * همراه رسول خدا ( ص ) در تشييع جنازهيى بودم هر چه تند هم مىرفتم ، آن حضرت از من سبقت مىگرفت ، به سوى مردى كه در كنار من حركت مىكرد نگريستم و گفتم : سوگند به خداى ابراهيم كه گويى زمين براى پيامبر ( ص ) درنورديده مىشود .
خالد بن خداش از عبد الله بن وهب ، از عبد الجبّار بن عمر ، از محمد بن منكدر ، از جابر نقل مىكند * رسول خدا هنگام راه رفتن به اين سو و آن سو نمىنگريست و چه بسا كه رداى آن حضرت به درخت يا چيز ديگرى گير مىكرد و بر آن كشيده مىشد و پيامبر ( ص ) توجهى نمىفرمود ، مردم مىخنديدند و مطمئن بودند كه پيامبر ( ص ) برنمىگردد و نگاه نمىكند .
عبد الصمد بن نعمان بزاز از طلحة بن زيد ، از وضين بن عطاء ، از يزيد بن مثرد نقل مىكند * پيامبر ( ص ) بسيار تند حركت مىكرد به طورى كه اگر كسى از پى آن حضرت به حالت دويدن هم حركت مىكرد ، به او نمىرسيد .
عتّاب بن زياد خراسانى از عبد الله بن مبارك ، از رشدين بن سعد ، از عمرو بن حارث ، از ابو يونس خدمتكار ابو هريره ، از ابو هريره نقل مىكرد كه مىگفته است * هيچ كس را زيباتر از پيامبر ( ص ) نديدهام ، گويى خورشيد در چهرهاش خانه داشت و هيچ كس را نديدهام كه سريعتر از پيامبر ( ص ) حركت كند و راه برود گويى زمين براى او در نور ديده مىشد ، ما خسته مىشديم و او همچنان به راحتى راه مىرفت .