( 1 )
بيان چگونگى غذا خوردن رسول خدا ( ص )
يزيد بن هارون و اسحاق بن عيسى از حمّاد بن سلمة ، از ثابت بنانى ، از شعيب بن عبد الله بن عمرو نقل مىكردند * هرگز ديده نشده است رسول خدا ( ص ) در حال تكيه دادن چيزى بخورد .
عبيدة بن حميد و فضل بن دكين از على بن اقمر ، از ابو جحيفة نقل مىكردند * پيامبر ( ص ) مىگفته است من در حالى كه تكيه داده باشم چيزى نمىخورم .
سعيد بن منصور و خالد بن خداش از عبد العزيز بن محمد ، از شريك بن ابو نمر ، از عطاء بن يسار نقل مىكند * جبرئيل پيش پيامبر ( ص ) آمد و آن حضرت در منطقهء بالاى شهر مكه در حالى كه تكيه داده بود چيزى مىخورد ، جبرئيل گفت : اى محمد ( ص ) مانند پادشاهان غذا مىخورى . و رسول خدا ( ص ) نشست .
عتاب بن زياد از ابن مبارك ، از معمر ، از زهرى نقل مىكند كه مىگفته است * فرشتهيى كه قبلا به حضور پيامبر نيامده بود همراه جبرئيل به حضور آمد و در حالى كه جبرئيل سكوت كرده بود ، آن فرشته به پيامبر ( ص ) گفت : پروردگارت تو را مخير فرموده است كه پيامبر و پادشاه يا پيامبر و بنده باشى . پيامبر ( ص ) به جبرئيل نگريست و گويى از او نظر خواهى فرمود . جبرئيل اشاره كرد كه تواضع فرمايد و رسول خدا گفت : ترجيح مىدهم كه پيامبر و بنده باشم . زهرى مىگويد : گفتهاند كه پس از اين گفتار تا هنگامى كه از جهان رخت بر بست در حال تكيه دادن غذا نخورد .
هاشم بن قاسم از ابو معشر ، از سعيد مقبرى ، از عايشه نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) به او فرموده است * اى عايشه اگر مىخواستم كوههاى طلا در اختيار و همراه من بود ، فرشتهيى پيش من آمد كه از لحاظ بلندى قامت كمرش مساوى با فراز كعبه بود و گفت : خدايت بر تو سلام مىرساند و مىفرمايد اگر مىخواهى تو را پيامبر و پادشاه و اگر مىخواهى پيامبر و بنده قرار دهم ، و جبرئيل به من اشاره كرد كه فروتنى كنم و گفتم : بنده و پيامبر باشم . عايشه مىگويد : پيامبر ( ص ) پس از اين هيچ گاه در حالت تكيه دادن غذا نخورده و مىگفت : من همچنان كه بندگان غذا مىخورند غذا مىخورم و همچنان مىنشينم .
محمد بن مقاتل از عبد الله بن مبارك ، از ابن جريج و او از هشام بن عروة ، از قول