( 1 ) قيس برساند . او به عكاظ آمد و به ايشان خبر داد و آنها به سوى مكه گريختند كه در پناه قرار گيرند . و همان روز به قيس خبر رسيد . ابو براء گفت قريش ما را گول زدند . و به تعقيب آنها پرداختند ولى هنگامى به آنها رسيدند كه وارد منطقهء حرم شده بودند . مردى از بنى عامر به نام ادرم بن شعب فرياد برآورد كه وعدهء ما و شما همين شبها در سال آينده و ما از گرد آوردن سپاه قصور نخواهيم كرد و اين شعر را خواند :
ما قريش را با آنكه خوش نداشت وعده داديم كه براى جنگ سخت آماده شود . [ 1 ]
گويد ، در آن سال بازار عكاظ بر پا نشد ، قريش و قبايل ديگر كه كنانة و اسد بن خزيمة بودند جمع شدند و گروهى از احابيش هم به ايشان پيوستند و آنها طوايف حارث بن عبد مناف بن كنانة و عضل و قاره و ديش و مصطلق از خزاعه بودند كه همگان به حارث بن عبد مناف پيوستند و براى اين جنگ آماده شدند ، و قبيلهء قيس عيلان هم آماده شدند و سال بعد حاضر شدند و در آن هنگام سالاران قريش عبد اللّه بن جدعان و هشام بن مغيرة و حرب بن اميه و ابو احيحة سعيد بن عاص و عتبة بن ربيعه و عاص بن وائل و معمر بن حبيب جمحى و عكرمة بن عامر بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار بودند و در حالى كه همگى يك ديگر را يارى و راهنمايى مىكردند بيرون آمدند و گفته شده است كه فرمانده قريش عبد اللّه بن جدعان بود و فرمانده قبيلهء قيس ابو براء عامر بن مالك بن جعفر ، و سبيع بن ربيعة بن معاوية نصرى و دريد بن صمّة و مسعود بن معتّب ثقفى و ابو عروة بن مسعود و عوف بن ابو حارثه مرّى و عباس بن رعل سلمى فرماندهى داشتند . و گفتهاند فرمانده كل ايشان ابو براء و پرچم در دست او بوده است و صفها را او مرتب مىكرده است .
چون دو گروه روياروى شدند در آغاز روز پيروزى از قيس بر قريش و كنانة و همپيمانهاى ايشان بود ، ولى در آخر روز قريش و كنانة بر قيس پيروز شدند و ايشان را به سختى كشتند چنان كه عتبة بن ربيعة كه در آن روز جوانى بود كه به سى سالگى نرسيده بود بانگ براى صلح برداشت و دو گروه با يك ديگر صلح كردند مشروط بر اينكه كشتهشدگان شمرده شوند و قريش افراد بيشترى را اگر كشته باشند خون بها بپردازند . و جنگ آرام گرفت و قريش و قيس برگشتند .
پيامبر ( ص ) ضمن ياد كردن از جنگ فجار مىفرمود من همراه عموهاى خود در آن
هامش
[ 1 ] . لقد وعدنا قريشا و هى كارهة * بأن تجىء الى ضرب رعابيل