( 1 ) هيثم بن خارجه از يحيى بن حمزه ، از اوزاعى ، از حسان بن عطيه [ 1 ] نقل مىكند * چون پيامبر ( ص ) متولد شد روى دو زانو و دو كف دست خود بر زمين قرار گرفت و چشم به سوى آسمان گشود .
يونس بن عطاء مكى از حكم بن ابان عدنى ، از عكرمة ، از ابن عباس ، از پدرش عباس بن عبد المطّلب نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) ختنه كرده و ناف بريده متولد شد . اين موضوع مايهء تعجب عبد المطّلب و افزوده شدن منزلت رسول خدا در نظر او شد و مىگفت : حتما براى اين پسرم شأن و منزلت خاصى است .
محمد بن عمر بن واقد اسلمى از على بن يزيد بن عبد اللّه بن وهب بن زمعة ، از پدرش ، از عمهاش نقل مىكرد كه مىگفته است * چون آمنه فرزند خود را زاييد كسى پيش عبد المطّلب فرستاد ، مژده دهنده هنگامى پيش عبد المطّلب رسيد كه همراه فرزندانش و برخى از بزرگان قريش در حجر اسماعيل نشسته بود و به او خبر داد كه آمنه پسرى زاييده است . عبد المطّلب خوشحال شد و خود و همراهانش برخاستند ، عبد المطّلب پيش آمنه رفت و آمنه تمام قضايا را براى او بيان كرد . عبد المطّلب نوزاد را برداشت و با خود وارد كعبه كرد و مدتى كنار كعبه ايستاد ، دعا كرد و شكر خدا را بجا آورد كه او را عطا فرموده است .
محمد بن عمر واقدى اسلمى مىگويد ، به من گفتهاند كه * در آن هنگام عبد المطّلب اين ابيات را سرود :
سپاس پروردگارى را كه به من اين پسرك پاكيزه و فرخنده را بخشيد ، در گهواره بر كودكان سرورى دارد و او را به خداوند كه همهء اركان عالم از اوست مىسپرم ( در پناه خدا قرار مىدهم ) ، اميدوارم او را در حد بلوغ و استوارى ببينم ، او را از گزند بدخواهان و حاسدان لگام گسيخته در پناه خدا مىسپارم . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] . حسان بن عطيه ، از تابعين مورد اعتماد است ، برخى او را متهم به قدرى بودن كردهاند ، رك : ذهبى ، ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 479 . - م .
[ 2 ] . اين ابيات در حاشيهء جلد اول سيره ابن هشام ، در صفحهء 169 به نقل از روض الانف با اندك اختلافى ديده مىشود و روايت ابن سعد صحيحتر است . - م .الحمد للّه الذى اعطانى * هذا الغلام الطيب الاردان
قد ساد فى المهد على الغلمان * اعيذه بالله ذى الاركان
حتى اراه بالغ البنيان * اعيذه من شر ذى شنآن
من حاسد مضطرب العنان