تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
( 1 ) مسور ، از پدرش ، و عبد الرحمن بن ابراهيم مدنى و زياد بن حشرج از ابو وجزة ، و معمر از ابن ابى نجيح ، از مجاهد ، و طلحة بن عمر و از عطاء ، از ابن عباس نقل مىكردند - و حديث آنان در يك ديگر تأثير و تداخل داشته است - * آمنه دختر وهب مىگفته است من هنگامى كه به فرزندم حامله شدم هيچ سختى و مشقتى نفهميدم تا هنگامى كه او را زاييدم و چون فرزندم از من جدا شد همراه او پرتوى بود كه از خاور تا باختر را روشن ساخت و در حالى كه به دستهاى خود تكيه داده بود به زمين قرار گرفت و مشتى خاك بر گرفت و سر به سوى آسمان برافراشت . و برخى گفته‌اند بر دو زانوى خود به زمين آمد و سر به سوى آسمان كرد و همراه او نورى بود كه كاخها و بازارهاى شام از آن روشن شد و من گردن شتران را در بصرى [ 1 ] ديدم . عمرو بن عاصم كلابى از همّام بن يحيى ، از اسحاق بن عبد اللّه نقل مىكند كه مىگفته است * مادر پيامبر ( ص ) مىگفته است ، چون فرزند خود را زاييدم از اندرون من نورى سر زد كه كاخهاى شام را روشن كرد و من او را همچون بره‌يى پاك و پاكيزه زاييدم و هيچ گونه آلودگى بر او نبود و چون بر زمين قرار گرفت به دستهاى خود تكيه داد . معاذ بن معاذ عنبرى از ابن عون ، از ابن القبطيه در مورد تولد پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه * مادرش گفته است گويى از من شهابى سر زد كه تمام زمين را روشن ساخت . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ايوب ، از عكرمه نقل مىكند * چون رسول خدا را مادرش زاييد او را سرپوشى نهاد ، سرپوش به يك سو افتاد . آمنه گويد ، نگاه كردم ديدم چشم گشوده و به آسمان مىنگرد . عبد الوهاب بن عطاء عجلى از ثور بن يزيد ، از ابو العجفاء [ 2 ] ، از پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه مىفرموده است * هنگامى كه مادرم مرا زاييد از او نورى سر زد كه كاخهاى بصرى را روشن ساخت . سعد بن منصور از فرج بن فضالة ، از لقمان بن عامر ، از ابو امامة باهلى [ 3 ] نقل مىكند كه رسول خدا فرموده است * از مادرم پرتوى سر زد كه كاخهاى شام را روشن ساخت .
هامش
[ 1 ] . بصرى ، شهرى در چهار منزلى دمشق ، رك : تقويم البلدان ، ص 277 . - م . [ 2 ] . ابو العجفاء - سلمى - نامش را هرم گفته‌اند ، رك : ذهبى ، ميزان الاعتدال ، ج 4 ، ص 550 . - م . [ 3 ] . ابو امامه باهلى ، صدى بن عجلان در گذشته به سال 81 يا 86 هجرى ، رك : اسد الغابه ، ج 5 ، ص 139 . - م .