كردهء توأمة « 1 » ، از ابو هريرة نقل مىكند كه مىگفته است : سرپايى - نعلين - رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم داراى دو دوال بود . « 2 »
- 6 -
( 1 ) احمد بن منيع ، از ابو احمد ، از سفيان ، از سدّى « 3 » براى ما نقل كرد كه مىگفته است ، كسى براى من از قول عمرو بن حريث « 4 » نقل كرد كه مىگفته است : پيامبر ( ص ) را ديدم ، در حالى كه سرپايى وصله شده به پا داشت ، نماز گزارد . « 5 »
- 7 - 8 -
( 2 ) اسحاق بن موسى انصارى ، از معن ، از مالك ، از ابى الزناد « 6 » ، از اعرج « 7 » ، از ابو هريره براى ما نقل كرد كه پيامبر ( ص ) فرمودهاند : هيچكس از شما نبايد در حالى كه يك لنگه كفش پوشيده است راه برود يا بايد هر دو كفش خود را بپوشد يا هر دو را نپوشد . قتيبة هم از مالك از ابى الزناد نظير همين روايت را براى ما نقل كرد . « 8 »
هامش
( 1 ) . توأمة ، چون با خواهر خود توأم و به اصطلاح دوقلو بوده است ، به اين نام معروف شده است . او دختر امية بن خلف جمحى است . ابن اثير و ابن حجر در اسد الغابة و الاصابة از او در زمره اصحاب نام بردهاند .
( 2 ) . شيخ عبد الرءوف مناوى ، در شرح خود در اين خبر افزوده است كه گفته شده است ، رنگ نعلين رسول خدا ( ص ) زرد و جنس آن از پوست گاو بوده است .
( 3 ) . يعنى ابو محمد اسماعيل بن عبد الرحمن كوفى كه چون كنار سكوى مسجد كوفه مقنعه و روسرى مىفروخته است به سدّى مشهور شده است . او درگذشته به سال 127 هجرى است . به مجمع الرجال قهپايى ، جلد اول ، صفحهء 216 مراجعه شود .
( 4 ) . عمرو بن حريث از خاندان مخزوم و قرشى است . واقدى گفته است به هنگام رحلت حضرت ختمى مرتبت عمرو دهساله بوده است .
( 5 ) . شيخ على قارى ضمن شرح اين خبر نوشته است ، ظاهرا شخصى كه براى سدى خبر را نقل كرده عطاء بن سائب بوده است كه چون در اواخر عمر گرفتار حواسپرتى بوده ، سدّى نخواسته است از او نام ببرد . ضمنا وصله شده را هم به معنى بند بند معنى كرده است و مىگويد به احتمال بسيار قوى مقصود در نماز ميت است .
( 6 ) . يعنى عبد الله بن ذكوان كه از محدثان مشهور است . ذهبى ذيل شماره 4301 در ميزان الاعتدال ، جلد دوّم ، صفحهء 418 ، به تفصيل دربارهاش سخن گفته است .
( 7 ) . اعرج ، يعنى عبد الرحمن بن هرمز از محدثان و عالمان مشهور است ، كه به سال 117 هجرى در اسكندريه درگذشته است . به الاعلام زركلى ، جلد چهارم ، صفحهء 116 ، مراجعه شود .
( 8 ) . حديث دوم منقطع مرسل است ، زيرا اعرج و ابو هريره از آن حذف شدهاند . ضمن شرح اين حديث از قول بيهقى آوردهاند كه كراهت اين كار به سبب جلب توجه اشخاص و متهم شدن به شهرتطلبى يا سفلگى است .