مىريزد ، و فرمود كافى است . « 1 »
- 3 -
( 1 ) قتيبة ، از جرير ، از عطاء بن سائب ، از پدرش ، از عبد الله بن عمرو - يعنى عمرو عاص - براى ما نقل كرد كه گفت به روزگار پيامبر صلى اللّه عليه و سلم روزى خورشيد گرفت ، پيامبر صلى اللّه عليه و سلم به نماز برخاست و چندان قرائت را طول داد كه گويى نمىخواست ركوع كند . چون به ركوع رفت چندان در آن حال باقى ماند كه گويى نمىخواست سر از ركوع بردارد . سپس سر از ركوع برداشت و قيام متصل به ركوع را چندان طول داد كه گويى نمىخواست به سجده رود . چون به سجده رفت گويى نمىخواست سر از سجده بردارد و در آن حال به سختى مىگريست و عرضه مىداشت : بار خدايا ! مگر به من وعده نفرمودى كه تا من ميان ايشان باشم آنان را عذاب نفرمايى ، مگر به من وعده نفرمودى كه تا هرگاه آمرزش خواهى كنند ، آنان را عذاب نفرمايى ! بار خدايا اينك ما همگان استغفار و از تو آمرزش خواهى مىكنيم . چون آن حضرت دو ركعت نماز - بدين گونه - گزارد ، خورشيد بازشد . آنگاه برخاست و سپاس و ستايش خدا را بر زبان آورد و فرمود همانا خورشيد و ماه دو نشانه از نشانههاى قدرت خداونداند ، و هرگاه خسوف و كسوف صورت مىگيرد به ياد خداوند متعال پناه بريد و تضرع كنيد . « 2 »
- 4 -
( 2 ) محمود بن غيلان ، از ابو احمد ، از سفيان ثورى ، از عطاء بن سائب ، از عكرمة ، از ابن
هامش
( 1 ) . اين حديث را بخارى در صحيح ، چاپ اميريه ، جلد ششم ، صفحهء 196 و بيهقى در دلائل النبوة ، چاپ مركز انتشارات علمى و فرهنگى ، ترجمه جلد اول ، صفحهء 171 و طبرسى در تفسير مجمع البيان ، چاپ صيدا ، 1379 ق ، جلد سوم ، صفحهء 49 و ميبدى در كشف الاسرار ، چاپ مرحوم على اصغر حكمت ، جلد دوم ، صفحهء 513 آوردهاند .
( 2 ) . برخى از محدثان و سيرهنويسان نوشتهاند كه اين موضوع به روز مرگ جناب ابراهيم پسر رسول خدا ( ص ) صورت گرفته است . براى اطلاع بيشتر در منابع شيعه به كتاب محاسن برقى و بحار الانوار ، مرحوم مجلسى ، جلد بيست و دوم صفحهء 155 مراجعه فرماييد . در منابع ديگر به مباحث نماز كسوف مراجعه شود . مثلا در صحيح مسلم ، چاپ قاهره ، 1382 ق ، جلد سوم ، صفحهء 27 و صحيح ، بخارى ، چاپ اميريه ، جلد دوم ، صفحهء 34 و طبقات ، چاپ نشر نو ، تهران ، 1365 ش ، ترجمهء جلد اول ، صفحهء 137 و الجامع ترمذى ، جلد دوم ، صفحات 447 / 450 و نهاية الارب نويرى ، چاپ امير كبير ، 1365 ش ، ترجمهء جلد سوم ، صفحهء 188 كه در تمام اين كتابها به صورت مختصر و مفصل آمده است .