آنچه درباره گريستن رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم آمده است
- 1 -
( 1 ) سويد بن نصر ، از عبد الله بن مبارك ، از حمّاد بن سلمة ، از ثابت ، از مطرّف ، از قول پدرش عبد الله بن شخّير « 1 » براى ما نقل مىكرد كه مىگفته است : به حضور پيامبر رفتم و آن حضرت در حال نماز بود و آواى گريستن او همچون آواى جوشيدن ديگ بود . « 2 »
- 2 -
( 2 ) محمود بن غيلان ، از معاوية بن هشام ، از سفيان ، از اعمش ، از عبيده ، از عبد الله بن مسعود براى ما نقل كرد كه مىگفته است ، رسول خدا فرمود : صلى اللّه عليه و سلم براى من قرآن بخوان .
عرض كردم آيا من براى شما قرآن بخوانم و حال آنكه قرآن بر شما نازل مىشود ؟
فرمود : آرى ، دوست مىدارم آن را از كس ديگرى غير از خود بشنوم . من شروع به خواندن سوره نساء كردم و چون به اين آيه رسيدم كه مىفرمايد
« فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً »
« 3 » ديدم از چشمهاى آن حضرت اشك فرو
هامش
( 1 ) . عبد الله بن شخّير ، از كسانى است كه پس از فتح مكه مسلمان شده است و اندكى افتخار مصاحبت پيامبر ( ص ) را داشته است و سپس به بصره منتقل شده است . شرح حال كوتاهى از او در اسد الغابة ابن اثير ، جلد سوم ، صفحهء 183 آمده است .
( 2 ) . اين روايت را ابو بكر احمد بن حسين بيهقى در باب كوشش رسول خدا ( ص ) در فرمانبرى در دلائل النبوة ، چاپ مركز انتشارات علمى و فرهنگى ، تهران ، 1361 ش ، ترجمهء جلد اول ، صفحهء 172 و نويرى در نهاية الارب ، چاپ امير كبير ، تهران ، 1364 ش ، ترجمهء جلد سوم ، صفحهء 241 آوردهاند .
( 3 ) . آيه 41 سوره نساء .