تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الشمائل المحمدية ( شمائل النبي ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
ابو هريره براى ما نقل كرد كه مىگفته است : رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم فرمود : روزهاى دوشنبه و پنجشنبه اعمال بر خداوند عرضه مىشود و دوست دارم عمل من به خداوند عرضه شود ، در حالى كه من روزه باشم . « 1 »

- 9 -

( 1 ) محمود بن غيلان ، از ابو احمد ، و معاوية بن هشام هر دو از قول سفيان ، از منصور ، از خيثمة « 2 » براى ما نقل كردند كه عايشه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم بعضى از ماهها روزهاى شنبه و يكشنبه و دوشنبه را روزه مىگرفت و ماه بعد روزهاى سه‌شنبه و چهارشنبه و پنجشنبه را روزه مىداشت . « 3 »

- 10 -

( 2 ) ابو مصعب مدنى - مدينى - از مالك بن انس ، از ابو النضر ، از ابو سلمة بن عبد الرحمن ، از عايشه براى ما نقل كرد كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم در هيچ ماهى به اندازه ماه شعبان روزه مستحبى نمىگرفت . « 4 »

- 11 -

( 3 ) محمود بن غيلان ، از ابو داود ، از شعبة ، از يزيد رشك « 5 » براى ما نقل مىكرد كه گفته از معاذه شنيدم كه مىگفت : از عايشه پرسيدم آيا رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم از هر ماه سه روز روزه مىگرفت ؟ گفت : آرى ، پرسيدم كدام روزهاى ماه را روزه مىداشت ؟ گفت : مقيد به
هامش
( 1 ) . مسلم در صحيح خود براى روزه گرفتن پيامبر ( ص ) در روز دوشنبه سبب ديگرى هم مىنويسد و آن اين است كه پيامبر ( ص ) را از سبب روزه گرفتن در آن روز پرسيدند ؟ فرمود : دوشنبه ، روزى است كه در آن متولد شده‌ام و قرآن بر من نازل شده است . اين حديث را ترمذى با همين اسناد در الجامع ، جلد سوم ، صفحهء 122 آورده و در پايان آن افزوده است كه حديث حسن و در عين حال غريبى است . استاد محمد فؤاد عبد الباقى در پاورقى همان صفحه درباره اين حديث نوشته است كسى غير از ترمذى از مؤلفان صحاح شش‌گانه آن را نقل نكرده است . ( 2 ) . خيثمة بن عبد الرحمن جعفى كوفى از كسانى است كه از على ( ع ) و عائشة روايت كرده است . او دويست هزار درم ميراث خود را ميان دانشمندان پخش كرد . به جامع الرواة اردبيلى ، جلد اول ، صفحهء 299 مراجعه فرماييد . ( 3 ) . خود ترمذى هم ظاهرا اين حديث را در الجامع نياورده است . ( 4 ) . نظير حديث شماره 5 اين باب است كه مآخذ آن بيان شد . ( 5 ) . ترمذى در چند سطر بعد درباره اين راوى توضيح مىدهد .
الشمائل المحمدية ( شمائل النبي ) ( فارسي ) — صفحة 173 | محمود مهدوى دامغانى / الترمذي